دکتر عالم جان خواجه مرادف
استاد زبان و ادبیات فارسی
(جمهوری تاجیکستان)
ملیحای سمرقندی و تذکره "مذکر الاصحاب" او
و رابطههای ادبی و فرهنگی ماورا النهر و ایران در عهد صفویه
(چکیده مقاله)
اگرچه درچهارقرن اخیر به علت مرزبندیهای مذهبی (سنی گرایی افراطی شیبانیها و اشترخانیها شیعه مذهبی صفویها) و بعدا درقرن 20 نظامهای مختلف اجتماعی سیاسی (کمونیستی و سلطنتی) رابطههای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی میان مردمان فارسی زبان ماورا النهر و ایران تا مرز نیستی رسیده بود، باز هم توسط ادبا و فرهنگیان این کشورهای همزبان و همنژاد تا حدی ارتباط ادبی و فرهنگی که زمینه اصلی صلح و صلاح و یکپارچگی تمدنهاست، حفظ کرده می شده است.
در تحکیم رابطههای ادبی ماورا النهر و ایران در زمان خصومتهای سیاسی ومذهبی نقش ادبا و فضلای هردو کشورقابل ملاحظه است. ازجمله، میتوان از ملیحای سمرقندی، شاعر وتذکره نگار قرن 17 ماورا النهرنام برد که سال 1688 میلادی به پایتخت دولت صفویها، شهر اصفهان مسافرت نموده، چند مدت زندگی کرده و درتذکره معروفش "مذکرالاصحاب" در باره 56 تن از ادیبان ایران که با هر یکی از ایشان ملاقات کرده بود، معلومات جالبی ارائه داشته است.
تذکره ملیحا درآموزش ادبیات عهد صفویه از منابع مهم به شمار میرود. زیرا اغلب شعرای ایرانی که در این تذکره ذکر شدهاند، در سایر تذکرههای این دوره، از جمله در تذکره نصرآبادی یادآور نشده اند. از 56 نفر ادیب و شاعرایرانی که درتذکره ملیحا درج شده، تنها 9 نفر ایشان درتذکره نصرآبادی ذکرشدهاند. حال آنکه بنا براخبار ملیحا که با هر یکی از آنها ملاقات کرده است، شعرای معروف زمان و صاحب دیوان بودهاند. زیرا ملیحا درطول مسافرت خویش ازبخارا تا اصفهان در هر یک شهر و آبادی خراسان و ایران، از قبیل سبزه وار و نیشاپور، سرخس و مشهد، بسطام و قم و کاشان ضمن توقف چندروزه با اهل ادب و فرهنگ آن جا ملاقات کرده و درباره هر یک ادیب در تذکرهاش آگاهیهای سودمندی داده است.
بنا برآنچه که گفته شد مسافرت ملیحا به ایران سفریک نفرازاهل ادب وفرهنگ ماورا النهربه کشور همزبان و همفرهنگ خویش به خاطر دید و بازدید و تحکیم پیوند و رابطه های ادبی و دوستی بوده است.
ملیحا دراصفهان با تذکره نگار معروف میرزا طاهر نصرآبادی ملاقات میکند که قبلا درسمرقند ازاحوال و آثاراو آگاهی داشت و این ملاقات به دوستی و همکاری سودمند علمی و ادبی تبدیل می شود. نصرآبادی از حضور ملیحا معلومات ارزشمندی راجع به شعرای ماورا النهر، بویژه حوزه ادبی سمرقند به دست میارد که در تذکرهاش درج کرده است.
بطورخلاصه، صرف نظراز جداییهای سیاسی ومذهبی، یعنی تعلقات این کشورها به دو دولت به هم مخالف، ملیحا شعرای ماورا النهر و ایران را از هم جدا نکرده است و روند ادبی ماورا النهر و ایران را درعصر 17 همچون یک روند واحد ادبی و فرهنگی فارسی زبانان عرضه داشته و در تذکرهاش ذکر کرده است. این عمل بیانگر آن است که وحدت زبانی و فرهنگی بالاتر از همه گونه فرقه بازیها و جدایی اندازیهای سیاسی میباشد.










