سيمين بهبهاني - شاعر- نويسنده
«مِهري به روزگاران...»

پيش از آن كه با فروغ فرخزاد آشنا شوم با خواهرش پوران فرخزاد آشنا شدم. خواستار ديدارم شده بود، شايد براي گرفتن شعري يا مصاحبهاي براي مجله آسياي جوان كه اگر اشتباه نكنم. همسرش صاحب امتياز و مدير اين نشريهي معروف بود و خود نيز سردبيري آن را داشت.
صبح يك روز آفتابي، يادم نيست درچه فصلي، آمد. با شادي به پذيرايي از او پرداختم. بانويي جوان بود و زيبا. بسيار خوش برخورد و آرام و مهربان بود، درست نقطهي مقابل فروغ كه هميشه هيجان زده و چالشگر و بي پروا. من آن روز نميتوانستم از او مقايسهاي با خواهرش داشته باشم و بعد از آشنايي و معاشرتم اين قياس ممكن شد.
مدتي نشستيم و از هر درسخن گفتيم. در جواني دوستيها سريعتر و آسانتر ميسرميشود. همان ديدار كوتاه كافي بود كه مهرش را به دلم بنشاند و تا امروز او را مانند خواهري مهربان برايم گرامي كند.
گفت كه داستان مينويسد و شعرهم ميگويد و يك سال از فروغ بزرگتر است.
ده - دوازده سالي كه در راديو مشغول به كار سرودن ترانه بودم. غالباً او را ميديدم او هم برنامههايي كه شامل نمايشنامهنويسي، ترجمهي شعر و داستان و گويندگي و ... براي راديو تهيه ميكرد.
ميتوانم به جرأت بگويم كه اين بانوي فرهيخته بيشتر ساعات عمرش را به تحقيق و مطالعه پرداخته است.
او درفرصت زندگي خود كه خالي از دغدغه و ناآرامي هم نبوده است توانسته تأليفات ارجمندي به جامعه ي فرهنگي و روشنفكري ايران هديه كند.
مطالعات و مقالات او بيشتر دربارهي تاريخ و فرهنگ (به معناي اخص) و نگرش در امور و احوال زنان برجستهي ايران و جهان بوده است و تاكنون ادامه دارد. درشعر نو نيمايي و غزل و رباعي نيز تلاشهاي چشمگيري داشته است.
خانم فرخزاد علاوه بر فعاليتهاي تحقيقي به انتشار كتابهاي مفيد ديگر نيز پرداخته و از اين لحاظ نيز خدمات ارزشمندي به جامعه ي كتاب خوان كشور تقديم داشته است.
گفتني است خدمات او با اين يادآوريها كاملا برشمرده نميشود و بايد تشكيل مجامع سخنراني و شعرخواني و برپاي داشتن يادبودها و بزرگداشتها را نيز به آن بيفزاييم كه در اين روزگار وانفسا كاري است كارستان و بي ترديد او در اين راه كوششهاي فراواني داشته است كه پيكر او را زودتر از آن كه بايد فرسوده است و اكنون غالباً از درد پا رنج ميبرد و يادآورشوم كه در اين مورد با او مسابقه دارم و البته درد همدرد كه داند؟ همدرد.»
با اين همه او از روحيهاي پرتوان و صبور برخوردار است در اغلب مجامع با چهرهي گشاده و لب خندان حضور پيدا ميكند. اميد است كه زندگي هم هميشه روي خوش خود را از او دريغ ندارد فراموش كردم كه بر اين همه يك ارزش بزرگ او را بيفزايم و آن سعادت مادر بودن است. خانم فرخزاد دو دختر فرزانه و زيبا را تربيت كرده و به جامعه تقديم داشته كه اكنون هر دو با تحصيلات كافي و برازندگي كامل به ادارهي كانون خانواده و تربيت فرزند مشغول هستند. براي پوران عزيزم آرزوي تندرستي و توفيق خدمات بيشتر دارم. همراه با مهر و ارادت.
دوم دي ماه 85









