مهناز حميدی

گل‌های مرده

با گل‌های مرده چه می کنی
دخترک پيراهنت ازغم ؟

مگر ستاره بارن نبود
شب دلت‌ات
پس درپی کدامين شهابِ گمشده
درهزار راه‌های آسمان‌های کبودِ خشم
بر پار پار پاره‌های جنون
درشطِ هماره‌ی سفر
تا ابد . . . گم شدی؟

                            

چهاردهمين شب

... و کسی غبار ستاره می‌پاشد
بر پوستِ تنم
و کسی طنابِ دوباره می‌بافد
از طره ‌های گيسوی ترم
و سايه‌ی خورشيد
خوابيده است در نی نی چشمان بی باورم

*   *   * 
کسی بر درم می‌کوبد انگار امشب
و می‌گويدم:
هی .....هی .....
تو هنوز اينجايی دخترک ؟
بی پناهی هنوز؟
می روی هنوز؟
کجا . . .  کجا . . .
ديگر بس است
نقره باران است رويای ماه
بيا...
وبياويز خود را امشب
از بلندای بی کسی و درد

ماه امشب کامل خواهد شد *

-----------
*: اشاره است به شعر خودکشی

دريا

... ودريا بزرگ است
بزرگ
بزرگ
و بی نهايت است افق خاک شدنم
در آستان عشق
و تو....
آزاد ترين پرنده‌ای
در بال بال عشق
و زلالی صدهزار آسمان عروج
تعبير می‌شود
در بيکرانی دست‌های نجيبِ تو
که نمی‌خواهد هيچ چيز
از اين هيولای هيچ
و می‌بخشد همينطور ... می‌بخشد
امان و امنيت و عشق را
درکرانه‌های بی حصار اين سفر گمشده

                     

خود کشی

... آه
من زنی را می‌شناسم
زنی را...
که نيمه‌ شبی به دار آويخت
خود را
با گيسوی تباهش
از قلابِ انتظار ماه

 

 



شماره آینده ویژه نامه پوران فرخزاد

واژه آگهي مي پذيرد
واژه بهترين مکان براي معرفي آثار ادبي و فرهنگي شماست
This issue is sponsored by Iran Heritage Foundation
تمام حقوق مربوط به این صفحه متعلق به واژه است و هرگونه اقتباس ، برداشت یا چاپ مجدد بدون ذکر منبع ممنوع است