سعيده آبشناسان – نويسنده - روزنامه نگار

مهربان، آزاده، هميشه عاشق، رنجوراز زمان، ... پوران فرخزاد را ميگويم.
او كه بر سالهاي زندگياش اندوه زياد گذشته است، با روح حبابياش با گامهايي فولادين همچنان ميرود و ميتازد.
همگام با تپش قلبش در دفاع از بيعدالتي ميسرايد. سياهي ستيز است و درد اجتماع را ميداند. ميخواهد نباشد روزگاري كه ددان و ديوصفتان را ببيند. شعرش مينوازد در ميان تارهاي ممنوعه و كلامش در سختيها ميماند، چُنان كه در گريز گم نميشود. و هر آن چه كه در اوست حديث عشق است و بس.
او در ناهيد سير ميكند كه به قول خودش ستارهي زنان عاشق است. و آن گاه كه عزيزي از دست ميرود بناي گريستن ميگذارد به حزن. و عجبا كه آغوش پرمحبتش همواره مرهمي بوده در اين جهان تنگ.
اينك آيينهي روزگار تنها چهرهاي نازنين از او برجاي گذاشته. ميمنتي است مبارك وجودش. ستايشگرانه بگويم: گوهري است از گوهران. متبرك باد نام و يادش.










