پوران فرخ زاد

زنان سبزانديش آفريقا

( افريقا به خويشکاری زنان سبزانديش دوباره سبز می‌شود)
بانوی بی‌مرگی

جايزه‌ي صلح نوبل امسال به بانويي ارمغان شد به پاک انديشي آناهيتا بغ بانوي تاب‌ناک ايراني پاسدار آب‌هاي روان و به درخشندگي دو بغ بانوي هئورتات = خرداد و امَرتات = امرداد دو زوج جدا ناشدني، يکي نگهبان آب که نيرو و توان جانداران از اوست. يکي سرپرست گياهان و درختان که پاکيزگي و پالايش و نفس‌هاي جانداران از اوست، يکي به مفهوم کمال و رسايي و ديگري بي‌مرگي و انوشگي = جاوداني
سه نماد ديرسال از دوران‌هاي گم شده در زمان.
هنگامي که به خورشيد وماه، به باد و باران، به زمين و آب و به گياه و درخت احترام گذاشته مي‌شد. مردم به نياز از آنان ياد مي‌کردند. گياهان را دوست مي‌داشتند و درختان را چنان مقدس مي‌دانستند که به آنان دخيل مي‌بستند.

و شگفتا که وانگاري ماتاهي اگر چه زني از زنان کاراي امروزين است، امّا ذهني چنان قديمي دارد که او را به گونه‌ي استحاله‌اي از نمادهاي گذشته درآورده است، که او هم همانند اين نمادهاي آريايي = ايراني به درختان به هر نام و شکل و به هر قد و قامت عشق مي‌ورزد. و هم چون گذشتگان خورشيد و ماه و باد و آب را هم که بايسته‌ي ماندگاري درختان هستند عاشقانه دوست مي‌دارد و از شعشعه‌ي عشق اوست که زنان کنيا به جاي هردرختي که قطع مي‌شود بشتاب درختي ديگر مي‌کارند. تا با ديو خشکسالي که برکت را از زمين مي‌راند بجنگند و برآن‌اند تا مانع خشک شدن سرزمين اجدادي خود شده و به جاي آن سبزي دوباره‌اي را ارمغان آن کنند.

وانگاري ماتاهي که از يک کشاورز تنگ دست اما طبيعت گرا در نايروبي کنيا زاده شد در خانه‌اي گِلي با حياطي مملو از گل و گياه و درخت رشد کرد و باليد و از همان آغاز زندگي روح‌اش چنان با روح درختان درآميخت که در پايان تحصيلات عاليه‌اش در امريکا و بازگشت به خانه‌ي قديمي نخستين کارش کاشتن چند نهال تازه در حياط خانه به نشانه‌ي زايشي ديگر در آغاز طلوعي ديگر بود و اين کار را با چنان اشتياقي انجام داد که انگار پيماني را که پنهاني با سه بَغ بانوي دير سال آناهيتاي روشنايي‌بخش ، خرداد، آب وَش و امرداد (درخت بان) بسته بود، به انجام مي‌رساند و دين‌اش را به آنان ادا مي‌کرد!

به همين دليل هم به زودي به سازمان محيط زيست کنيا پيوست و با توجه به خشکسالي ديرين و قحطي فراگير در قاره‌ي افريقا سازماني را به نام کمربند سبز شالوده ريزي کرد، که مهم‌ترين هدف آن نبرد با اهريمن خشکي و بيابان زايي بود.

و از آن پس با سماجت چشمگيري که ويژه‌ي اوست رسالت راستين‌اش را که همانا دادن آموزش به مردم ميهن‌اش به ويژه زنان بود آغاز کرد عشقي را که نسبت به پديده‌هاي زيباي طبيعت و به درخت که يکي از سودمندترين اين نمادهاست، در ديگر زنان جاري ساخت.

شخصيت پنهاني اين نماد را به آنان شناسانيد و چيستي رويش درخت را که پاسداري از سلامت تنفس جاي داران زميني است برآنان آشکار کرد و به آنان گفت که قدر آب را بدانيد و آن را «هرگز گِل نکنيد» و يا از حرام کردن آن بپرهيزيد. به زمين و ماه و خورشيد و باد و باران احترام بگذاريد گياهان و گل‌‌ها، به خصوص درختان را دوست بداريد و اگر به ناچار بوته‌اي را از جاي کنديد و يا درختي را قطع کرديد درآن، به جاي آن بوته‌اي و يا درختي ديگر بکاريد و اجازه ندهيد تا با نابودي جنگل‌ها، سازه‌ي مهم کنترل هواي کره‌ي خاک از بين برود که با مرگ درختان، مرگ کره‌ي زمين هم حتمي است.

اگرچه فعاليت‌هاي او و زناني که مريد پاک‌انديشي با او بودند و هستند، براي نگهباني از محيط زيست کنيا به ويژه جلوگيري از قطع درختان به منظور آپارتمان‌سازي دشمنان بسياري براي‌اش به وجود آورد حتي چند باري هم از سوي مخالفان مجروح و مضروب شد و چندگاهي را هم در زندان گذراند. امّا به دليل محبوبيت فراوان در کنيا سرانجام به عنوان وزير محيط زيست به کابينه راه يافت و در جايي که به راستي شايسته‌ي او بود نشست و در تمامي اين مدت زنان بيدار مغز و هوشيار اين کشور افريقايي که زايش دوباره‌ي خود همراه با اعتماد به نفسي چشمگير از او مي‌دانستند همه جا همراه و هم پا و پشتيبان‌اش بودند و او را تنها برگزيده‌اي مي‌دانستند و مي‌دانند که مي‌تواند در پست رياست جمهوري نجات‌بخش سرزمين‌شان باشد.

و دراين نگره نيز به راستي محق مي‌باشند چرا که وانگاري ماتاهي اين بانوي ٦٤ ساله‌ي تحصيل کرده کارا، سمج، پرشورو عاشق پس از گرفتن جايزه صلح نوبل با صميميت خاصي خودش اعلام کرد تمامي يک ميليون و سيصد و شصت هزار دلاري را که به دست آورده پايريز گسترش محيط زيست درخت کاري، بيابان زدايي و پيشگيري از خشکسالي خواهد کرد. البته با اين اطمينان که زنان کنيا که تولد جديدشان را مديون او هستند هم‌چنان در کنار خواهد داشت. زناني که خودشناسي، غرور، و اعتماد به نفس خود را مديون او مي‌دانند زني که استحاله‌ي دوباره‌ي بغ‌بانوي آناهيتا، خرداد و مرداد است اما اين تنها وانگاري ماتاهي، برنده‌ي جايزه‌ي صلح امسال نوبل نيست که افتخار شايان توجهي براي افريقا آفريده است، که اين قاره‌ي شگفت‌انگيز که پيشينه‌اي دير سال در تاريخ کره‌ي زمين دارد و زماني کانون مدنيت جهان البته در دوره‌هاي پيشين بوده است. از يک سد سال پيش با وجود تمامي کمبودها، خشگسالي وسيع، گرسنگي، دربدري و بي‌خانماني اقوام گونه گون و به تازگي کشتار بيماري ايدز از خواب سنگين سال‌ها و سده‌ها سر برداشته و با طلوع زنان و مردان انديشمند و فرهنگ‌آور چهره‌ي ديگري را هم از خود به جهانيان نموده است که بي‌گمان روز به روز درخشش بيشتري خواهد يافت معنايي که با نگاهي ريز و تيز و بي‌غرض به دانشنامه‌هاي بزرگ دنيا به صدق آن پي‌برده مي‌شود و شگفتا که شمار زنان پيشرو اين قاره در رشته‌هاي گونه گون از مردان بسي بيشتر است و سال به سال هم بر تعداد آنان افزوده مي‌شود، زناني تحصيل کرده و کارا، با چهره‌هاي درخشان به ويژه در صحنه‌هاي فرهنگي، شعر، داستان، نمايشنامه و. . . که به درستي مي‌توانند با آمدن در دانشنامه‌اي خاصِ ِ افريقا نشانگر تولد فرهنگ دوباره‌ي اين قاره‌ي دوست داشتني باشد.

زناني همسان لائورتا انگ کوبو ١٩٣٠ـ Lauretta Angcobo که در ناتال Natal افريقا جنوبي زاده شد، تحصيلات دانشگاهي‌اش را در لندن به پايان رساند، با نوشتن چند نوول موفق نام‌اش بلند شد و مهم‌ترين اثر منتشر شده‌اش مجموعه‌اي از مقالات زنان سياه پوست به نام «بگذار گفته شود» ‌Let It Be Told مي‌باشد که در آن موفق ارائه تصوير چشمگيري از چگونگي زندگاني زنان افريقاي جنوبي شده است.

بسي هد Bessie Head از اهالي بوتسوانا Botswana که وقايع‌نگاري‌هاي‌اش درباره‌ي مبارزات گذشته، و اميدهاي آينده سياه‌پوستان ريشه در گذشته‌هاي افريقا و مصائب وارده‌ي آن دارد دريکي از مبارزان سرسخت ايده‌ي پان افريقايسيم است.

ماريا با ‌Maria Ba ١٩٢٨ـ ١٩٨١ که از فيمينست‌هاي سنگال و برنده نخستين جايزۀ ادبي افريقاست.

اما سخن به همين اينان بسنده نمي‌شود. زنان فرهنگ‌سازي همانندِ ميريام تلالي Talali زاده درسال ١٣٣٣ ميلادي نخستين زن نوول نويس آفريقاست با چند اثر مهم منتشره‌ي داستاني از جمله نوول معروف موريل در کلان شهر‌Muriel At Metropolitan

کارن پرس Karen Press شاعر، مؤلف و سياست باز که در تمامي آثارش چه شعر، چه داستان به جريانات سياسي افريقاي جنوبي توجه نشان مي‌دهد و به ويژه از جانب‌داران حقوق سياسي و اجتماعي زنان است.

و زنان سياه پوست روشن انديش ديگري هم چون اوليوشرانير Olive Shcreiner فمينيست نوول نگار و سياست‌پرداز، يا يولين اسميت داستان‌نويس که دغدغه‌ي افريقا و ساکنان‌اش، از دغدغه‌اي پيشگي اوست يا زولاسوفولا Zula Sofola نخستين زن درام‌نويس افريقا که به وضع نابسامان زنان نيجريه توجه بسياري نشان مي‌دهد يا هنرپيشه و نويسنده‌ي زاده‌ي کيپ تاون Kape Town ويلما استوکن اشترومWilmaStockenstrom آفرينشگر نوول زيباي «سفر به درخت با اوبا» Expebiton to the Baoba که در شمار زنان نامدار افريقاي جنوبي قرار دارد و سرانجام گلاديس توماس ‌Gladis Thomas که نه تنها به دليل آثار چشمگير داستاني، بل بيشتر به خاطر مبارزات تبعيض نژادي شهرت بسياري يافته است.

و چه بسيار زنان افريقايي ديگر که به سان و انگاري ماتاهي سبزانديش و درخت نواز تمامي نيروي خود را پايريز زايش دوباره‌ي جاي جاي قاره‌ي قديمي افريقا کرده‌اند.

 


شماره آینده ویژه نامه پوران فرخزاد

واژه آگهي مي پذيرد
واژه بهترين مکان براي معرفي آثار ادبي و فرهنگي شماست
This issue is sponsored by Iran Heritage Foundation
تمام حقوق مربوط به این صفحه متعلق به واژه است و هرگونه اقتباس ، برداشت یا چاپ مجدد بدون ذکر منبع ممنوع است


1- واژه ، نشريه ای است مستقل وآزاد و به هيچ گروه ، حزب و جمعيتی وابسته نيست.

2- " واژه " از چاپِ مطالبِ درج شده در سايت های ديگر معذور است."

3 - واژه، در انتخاب و ويرايش مطالب آزاد است.

4 - نظر نويسندگان لزومأ نظر واژه نيست.