اخبار فرهنگی- ادبی
یادِ رفتگانشوشا گاپی ( شمسی
اعصار) هنرمند، منتقدِ ادبیِ،
و نويسندهء نامدار ايرانی در صحنهی بينالمللی، در ساعتِ هشت و سی دقيقهی بعد از ظهرِ روز
جمعه، دوم فروردين 1387، برابر با 21 ماهِ مارس 2008 ميلادی، بر اثر سرطان مغز، در
خانهی خود در لندن چشم از جهان فرو بست. پدر اش سيد محمد کاظم اعصار، فیلسوف صاحب
نام و از شخصيتهای برجستهء ايران بود.
شوشا در 17 سالگی به قصدِ تحصيل از ايران به فرانسه
رفت. در دوران دانشجویی، در همان نوجوانی، با برخورداری از صدای خوش و مهارت در
نواختن گيتار، ترانهها و آهنگهای فولکلوریک ايرانی را برای نخستين بار و با سبکی
تازه اجرا کرد و به جهان غرب شناساند. همچنین در
سالهای پيش از انقلابِ بارها به ايران سفر کرد و در تلويزيون ايران آن
آهنگها را با سبک تازه و درخشان خود اجرا کرد. پس از او بود که خوانندگان ديگر به
اجرای اين نوع ترانهها پرداختند.
شوشا در سال 1960
با نويسندهی انگليسی نيکلاس گاپی Nicholas Guppy
ازدواج کرد و از او صاحبِ دو فرزند پسر شد به نامهای داريوش و کنستانتين. برای
کارهای هنری و فرهنگی- ادبی خود نام
خانوادگی همسراش را برگزيد. نخستين کتاب شوشا گاپی، اسبِ عصّاری (The Blindfold Horse)، در فرانسه و انگلستان و آمريکا بسیار پرفروش شد و توجه نقدگرانِ آمريکايی
و انگليسی و فرانسوی را به خود جلب کرد، به طوری که امروز در شمار کتابهای کلاسيک
و ماندنی قرار گرفته است.
دومين
کتابِ او، دختری ( ايرانی ) در پاريس (A Girl in Paris) خاطرات و وقايع زندگی
اوست در پاريس که با نثری جذاب و دلنشين بيان شده است. این کتاب به تازگی به زبان فارسی ترجمه شده، اما نثر فارسی آن در
سطحِ نثر انگليسیاش نيست. سومين کتاب شوشا، نگاهی به پشتِ سَر (Looking Back ) نیز ستایش صاحبنظران را
برانگیخت.
چهارمين
کتاباش سه سياحت در لِوان (Three Journeys in the Levant )
مروری بود بر خاطرات خود در سه سفر
زندگیاش به فرانسه و انگلستان و ایران، و آن را بسیار دوست میداشت. آخرين کتاباش،
راز خنده (The Secret of Laughter)
مجموعهای
از قصههای جادويی ايران باستان است. وی دوهفته پيش از مرگ در گپِ دوستانهای با
مهرانگيز رساپور از جمع آوری اين داستانها بسيار ابراز خوشنودی کرده است. اين
گفتگوی دو ساعته ضبط شده و به زودی از سايتِ " واژه" پخش خواهد
شد.
شوشا گاپی به دو زبان انگليسی و فرانسوی تسلطِ کامل داشت. فارسی و
اسپانيايی را هم به راحتی حرف میزد. با
شخصيتهای برجستهی فرهنگی- ادبی و سياسی انگليسی و فرانسوی و نيز برخی ازافراد
سرشناس جهانی دوستی و معاشرت داشت و در محافل بینالمللی از احترام واعتبار ويژهای
برخوردار بود. از جمله، با تد هيوزTed Hughes) ) ملک الشعرای انگلستان و همسراش
سيلويا پلات Sylvia
Plath)) تا پيش ازمرگشان
دوستی نزدیک داشت.
شوشا به ايران و
ايرانیان بسيار عشق میورزيد و برای شناساندن ادبيات و فرهنگِ ايران به غرب کوشش
فراوان میکرد. حضور اش در جامعهی بينالمللی مايهی مباهات ايرانيان، به ويژه
زنان ايرانی، بود. او نه تنها انسانی آزاده و بزرگوار، که در دوستی نیز بیهمتا بود.
نوروز سال پيش(1386) درخانهی مهرانگيز رساپور از راست به چپ: الهی قمشهای- شوشا گاپی– مهرانگيز رساپور و دکتر سيروس علايی.
* * *
روزپنجشنبه ٢٩ نوامبر ٢٠٠٧، ژالهی اصفهانی شاعر، چشم ازجهان فروبست. وی هشتاد و شش سال پیش، درسال ۱۳۰۰ شمسی، دراصفهان به دنیا آمده بود. نخستین مجموعهی شعر او با عنوان گلهای خودرو در سال ۱۳۲۲ منتشر شد.
درسال ١٣٢٥، همراه همسرش، که يک افسرِ توده ای بود، از ایران خارج شد و به شوروی رفت. نام اصلی او مستانه سلطانی بود، ولی برای دفترهای شعر خود نام ژالهی اصفهانی را بر خود نهاد. پس از انقلاب اسلامی به ايران بازگشت، ولی چندی نگذشت که این بار به انگلستان مهاجرت کرد و سالها در لندن زيست و دفترهای ديگری ازشعرخود منتشر کرد.
ژاله اصفهانی دوست داشت که به شاعری نامور باشد، وعمربلندِ خود را تنها صرفِ شاعری کرد اما به دليلِ جَو سیاسیای که در آن میزيست، هنرِ شاعری او متأسفانه رشد نکرد و شعر او تکراری شد از همان حرفها و آرزوهای نوجوانی و پند و اندرز با واژههای محدود و تعابير و زبانی ابتدايی و ساده.
ژاله تا پيش ازبستری شدن در بيمارستان همچنان به شعرسرودن ادامه میداد و دربسياری ازمجالس حاضر میشد.
ازنشست و برخاستها و ديدارهایام با او، درمدتِ زندگیاش درلندن، عکسها و خاطراتِ زيادی برای ما باقی مانده است. رواناش شاد.
* * *
حسن شهباز، يکی از چهرهی فرهنگی ايرانی در آمريکا، در خردادماهِ ١٣٨٥ درگذشت.
مدير وسردبير فصلنامهی ادبی ره آورد بود. با همکاری دختراش توانست ٧٥ شماره از آن را منتشر کند. از مترجمان چيره دستِ زمان ما بود و برخی از شاهکارهای ادبی جهان، مانندِ ربکا اثر دافنه دوموريه ، سرزمين بی حاصل اثر تی اس اليوت، برباد رفته اثر مارگارت ميچل، تراژدی فاوست اثر ولفگانگ فون گوته، را به فارسی برگرداند.
از حسن شهباز ترجمهها و تأليفهای ديگری نيز برجای مانده است.
* * *
اردال اوز، نویسندهی مشهور و مدیر بزرگترین انتشارات تركیه، شنبه شب 6 ماه مه درسن 71 سالگی در یك بیمارستان شهر استانبول در اثر بیماری سرطان ریه درگذشت. او در سال 1935 میلادی درسیواس متولد شده و در سال 1961 به دنبال یك كودتای نظامی در تركیه به دلیل مواضع سیاسیاش مدتی را در زندان به سر برد. رمان آواهای پرندگان در فضا که در سال 2003منتشر شد، تجربههای دوران زندان اوست.
اردال اوز در سال 1981 انتشارات كان یایینلاری را تاسیس كرد كه در طی سالها به بزرگترین انتشارات تركیه مبدل شد. از آثار مشهور اردال اوز میتوان به مجموعه داستانهای خستهها و داخل اتاقها اشاره كرد.










