کاوه گوهرین 

بانوی ماه. . .

پوران فرخزاد را می توان از زنانی دانست که در صحنه‌ی ادبیات، دست بر زانوی خود نهاد ه و از جای برخاسته است. گو این که شهرت خواهری همچون فروغ، با مرگ زود هنگام اش، نه تنها امتیازی برای او نیست، بلکه دیرگاهی است برشخصیت مستقل ادبی- تحقیقی  پوران سایه افکنده است. روزگاری فقط درایام سالگرد مرگ و تولد فروغ به سراغ او می‌رفتند و مصاحبه‌ای و نوشته‌ای تا سال بعد. و دراین سال‌ها هم بیش از او درباره‌ی برادرش پرس و جو کرده‌اند و انگار نه انگار که این بانو خود شاع است و داستان می‌نویسد وپژوهشگراست چرا هیچ کس از او در باره کارهایش نمی‌پرسد؟
یاد دیدارپاریس با عاطفه گرگین، نویسنده و شاعر می‌افتم که سخت از اهل قلم گلایه داشت که هرگز شخصیت ادبی و اجتماعی او را جدای از زنده نام خسرو گلسرخی ندیده‌اند. ارج و مقام و شآن خسرو برکسی پوشیده نیست. اما براستی چرا یک نویسنده و شاعر با هویت مستقل فرهنگی خود باید سال‌های بی شماری را به عنوان ماشین سئوال و جواب درباره‌ی خواهرو شوهرو برادرش باشد؟ تا کی باید این سایه‌ها براو افتاده باشد وهیچ کس نداند که او شخصیت وهویت مستقل خود را داراست ...؟ 
گفتم که پوران فرخزاد دست بر زانوی خود نهاده و بلند شده است اما تلاش مضاعفی هم داشته تا این‌که بتواند از زیرسایه‌های فروغ و فریدون بدرآید و این صبرجمیل و تلاش مبارکی را می‌طلبید که پوران با کارهای تحقیقی و ادبی خود این مهم را به اثبات رسانده است. پوران فرخزاد، پیش از شاعر و نویسنده بودن، انسانی است شریف و شجاع و یکدل و صدیق، نمی‌گویم زنی شریف و شجاع تا این خط کشی‌های بین زن و مرد و تافته‌ی جدا بافته بودن و ترجیح این یک به آن یک به ذهن متبادرنشود. دردوران فعا لیت در کانون نویسندگان، پوران را می دیدم که سر وقت به نشست‌ها می‌آمد و با حرف‌ها واستدلال‌های منطقی گاه و بی گاه‌اش چراغ راه بود. حق گو بود و مرعوب باند بازی‌ها نمی‌شد و با مخالفان فکرش نیز مهربانانه سخن می‌گفت و هرگز دراو رگه‌های ریا و بی وفایی را نمی‌دیدی، چیزی که امروزبه فراوانی می‌توانی نزد قبیله‌ی روشنفکرنمایان پیدا کنی. کسانی که آماده‌اند نام ات را، شعرت را، نوشته‌ات و اعتبارت را به یغما برند و به نویسندگان دروغین و به زعم خود نویسنده‌ی کبیرمیهنی دم تکان دهند.
پوران فرخزاد از قبیله‌ای دیگر است و من به دوستی‌اش شادم. این انسان بزرگ و شاعر و داستان نویس و محققی که هنوزمعنای شکیبایی و مهر را تفسیرمی‌کند. پوران می‌داند که هایکو، محبوب‌ترین قالب شعری است نزد من، پس این چند هایکو نثار او باد:

پیچک
بر شانه ی  نیمکت نشسته است
در انتظار دوست ....

*   *   *

باران شکوفه
عروس زمین را.
درخت سیب!

*   *   *

کنار بنفشه زار
زخم هاش می لیسد
آهوی تنها.....

*   *   *

چراغ این اتاق
خامشی ندارد
می نویسد بانوی ماه!

تهران/ ایران

ویژه نامه پوران فرخزاد

واژه بهترين مکان براي معرفي آثار ادبي و فرهنگي شماست

بهای آگهی در واژه
This issue is sponsored by Iran Heritage Foundation
تمام حقوق مربوط به این صفحه متعلق به واژه است و هرگونه اقتباس ، برداشت یا چاپ مجدد بدون ذکر منبع ممنوع است