خورخه لوئیس بورخس (Jorge Luis Borges)
برگردان: سیمین ناصری
خورخه لوئیس بورخس از نویسندگان برجسته آرژانتین است که آثارش، از نثر و شعر، نه تنها ادبیات آمریکای لاتین بلکه ادبیات جهان را متاثر کرده است. هر چند بورخس بیشتر با داستان های خیالی اش - آنچه که به رئالیسم جادویی در ادبیات شهرت دارد - معروف شده، اما او شاعر و مقاله نویس زبردستی نیز بوده است. او د رسال 1899 در بوینس آیرس، پایتخت آرژانتین و در خانواده ای بورژوا و ثروتمند به دنیا آمد. از کودکی و همزمان با زبان مادری، زبان انگلیسی و اسپانیایی را آموخت. سالها بعد و در زمان زندگی در سوئیس زبان فرانسه را نیز فرا گرفت. در سالهای 1915 تا 1921 به ژنو رفت و در آن جا خورخه نویسندگی را جدی تر گرفت. او در سال 1986 درگذشت.
از بورخس تا کنون بیش از سی کتاب شامل رمان، مجموعه داستان، شعر، مجموعه سخنرانی درباره ادبیات، نقد ادبی و مردم شناسی، و همچنین ده ها مقاله به چاپ رسیده است. زندگی نامه بورخس ، با عنوان: بورخس؛ یک زندگی ) Borges: A Life ( توسط انتشارات وایکینگ پنگوئن (Viking Penguin Inc) منتشر شده است. این کتاب اولین زندگینامه این نویسنده است که به تمامی زندگی و آثار او می پردازد و از منابعی استفاده می کند که تا به حال ناشناخته یا دست نیافتنی بوده اند. این کتاب حدود پانصد صفحه دارد.
افسوس برای هر مرگی

رها از هر خاطره و هر اميد،
بی انتها، مجرد،
مثل آينده،
مرد ِ مرده،
مردی مرده نيست،
او مرگ است.
مثل خدای عارفان،
که هر آنچه از او بگويی
بايد انکار شود،
آنکه مرده است
در همه جاست غريبه،
اما نه در تباهی و در فقدان جهان.
همه چيز را ازو می رباييم،
چيزی برايش نمی گذاريم،
رنگی یا هجايی:
اينجا، حياطی که
چشمهايش ديگر آنرا نمی بيند،
آنجا، پياده رويی
که اميدش در انتظار است.
حتی آنچه را که ما بدان می انديشيم،
شايد که در فکر او نيز بوده باشد؛
ما مثل دزدان قسمت کرده ايم
غنائم شب را و روز را.
Free of memory and of hope,
limitless, abstract, almost future,
the dead man is not a dead man: he is death.
Like the God of the mystics,
of Whom anything that could be said must be denied,
the dead one, alien everywhere,
is but the ruin and absence of the world.
We rob him of everything,
we leave him not so much as a color or syllable:
here, the courtyard which his eyes no longer see,
there, the sidewalk where his hope lay in wait.
Even what we are thinking,
he could be thinking;
we have divvied up like thieves
the booty of nights and days.










