حميد ادبي

خاتون دربند

آنرا كه سر زلف چو زنجير بود
در خانه به زنجير نگه نتوان داشت
مه‌ستي گنجوي

چاوش نغمه گر شادي و غم
اي زن پاك سرشت
بندي مرد ستمكار قرون
خاموشي نيست سزاوار تو
اي بانگ فرومانده به ناي
آخر نغمه‌ي آهنگِ بيانت نيست؟
ازستم‌هاي فراگستر جبر،
ساختاري ز خرافات فراگير به شرق
نقشِ ننگ است به تاريخ بشر
مُهر داغي كه به لبهاي فروبسته‌ي توست،
اي اَبَر زن به رهايي برخيز
در ره آزادي
تا به كي دربندي؟
حبس در بند اسارت
زيستن، خوردن و خوابيدن و زائيدن...،
در مروري به زمان
كه حجابست در اين پوشش جبر
سنتي ثبت شده با اوهام
نر مغرور خرافه ست نمادي از قهر
كه حكمش جاريست
به كمندش همه مادينه اسير
حرم خلوت زن محترم است
با تو گويم خاتون
زن فرزانه‌ي دربند ستم
اي فريباي اسير
اين روايت نه سزاوار زنست
برتري نيست به مرد
چون حقيقت ز خرافات جداست
آفرينش ز ازل يك نسبت
در تكامل زن و مرد
به يقين بوده قرين تا ميعاد.

ویژه نامه پوران فرخزاد

واژه بهترين مکان براي معرفي آثار ادبي و فرهنگي شماست

بهای آگهی در واژه
This issue is sponsored by Iran Heritage Foundation
تمام حقوق مربوط به این صفحه متعلق به واژه است و هرگونه اقتباس ، برداشت یا چاپ مجدد بدون ذکر منبع ممنوع است