ايران شناخت
يادنامه‌ی استاد ا. و. ويليامز جکسن
ترجمه‌ی دکتر جليل دوستخواه
بيست گفتار پژوهشی ايران شناختی
چاپِ يکم
مرکز پخش: انتشاراتِ نگاه

I=Shenakht IRan دركتابِ ايران شناخت، بيست گفتار پژوهشيِ ايران شناختي ازايران شناسان نامدارغربي: ه. و. بِيلي، آ. پاليارو، م. ژ. دوشِن گيمِن، م. شْپِرِنگ لينگ، آ. كريستن سن، ب. گيگر، ه. لومل، و. ب. هنينگ و پژوهندگانِ پارسي هند: ج. ك. تاراپور، د. ه. پشوتن ميرزا، اي. ج. تاراپور والا، ج. ك. تاواديا، ك. ا. پونگار، ا. ب. ن. دهابر، د. م. دهالا، س. ن. كانگا، كايوجي - پشوتن ميرزا، ج. ك. كوياجي، ماهيار كوتار - پهلان و ا. مهرجيرانا گنجانيده شده است.
درونمايه‌ی گفتارهاي كتاب را طيفِ گسترده‌ای از رويكردهاي پژوهشي به سويه‌های گوناگوني از زبان و ادبِ گاهاني، اوستايي، فارسي ي باستان (هخامنشي) و فارسي ميانه (پهلوي) و نيز گفتارهايي در زمينه‌هاي همگاني ترِ تاريخ و فرهنگ ِ ايران در برمی‌گيرد و همچون بيست چشمه سار دركنار يكديگرست كه هر تشنه كام ِ شناختِ ايران ِكهن و فرهنگِ ارجمندش مي‌تواند از آن‌ها بنوشد و سيراب گردد. كتاب با همه‌ی تخصّصي بودنش، به كارهمه‌ی پويندگان و جويندگان ِ ارزش‌هاي فرهنگي نيز مي‌آيد و مي‌تواند پاسخ گوي بسياري از پرسش‌هاي هنوز بي جواب مانده در اين راستا و گشاينده‌ی گرهِ شماري از رازواره‌هاي اين گستره باشد. اين گفتارها - به رَغْم ِ سپري شده بودن تقويم ِتاريخي روزگارِ پژوهندگان آن‌ها- هنوزهم تازگي و سودمندي خود را از دست نداده‌اند و مي‌توانند هم از ديدگاهِ مطالعه‌یِ تداوم ِ اين گونه تحقيق‌ها و هم از حيثِ دريافتِ بسياري از باريكْ بيني‌ها و يافته‌هاي دانشي دراين قلمروها، پوپندگان و پژوهندگان ِامروزين و نيز عموم ِ كتابْ خوانان و دوستداران فرهنگ را به كار آيند و اگر نه درهايي بزرگ، دريچه‌هايي بر چشم انداز گسترده‌ی ِانديشه و هنر و زبان و ادبِ ايرانيان ِ روزگاران باستان بگشايند.
گزارنده گفتارهاي كتاب را كه در متن اصلي سامان ِ ويژه‌اي ندارد، به ترتيبِ الفبايي نام ِ نويسندگان آورده است. فهرستِ كوته نوشت‌ها و كتابْ شناختِ همگاني و نامْ نما و نيز كتابْ شناختِ ويژه‌ی پژوهش‌هاي استاد جَكْسُن را نيز همو بر كتاب افزوده است. درآوردن ِ عنوان‌هاي ِ كتابْ شناختِ اخير، بيشتر ازمجموعه‌ی ِ كتاب شناسي ِ ايران به تدوين استاد ِ زنده ياد دكتر يحيي ماهيار نوّابي (ياد باد!) بهره جُسته است.

يادداشتِ مترجم، چگونگی ديرکردِ چاپ وانتشار اين کتاب ارزنده را درنثری گيرا و شيوا و  اين گونه بيان می‌کند:
... واپسین دیدار من با استاد زنده يادم ابراهيم پورداود در روز ِ سوم آبان ماه 1347 ( 24 روز پیش از روز ِ خاموشی­ی او) بود. در آن روز، دو چیز دلم را فروریخت و با حسّ ِششم دریافتم که دیگر استادم را نخواهم دید. یکی آن که به جای دهانه­ی بازسوی ِ شمالی­ی اتاقِ كتابخانه‌ی استاد - که پیشتر به اتاق ِ ناهارخوری راه داشت - قفسه­های پراز کتاب و یک تختخواب در پای آنها گذاشته شده بود. چیزی که تازه و غیر ِعادی بود و دریافتم که استاد با این آرایش ِ تازه­ی کتابخانه، بر آن شده است تا شبها در کنار کتابها، این یاران و همدمان همیشگی­اش، به خواب رود که تصویری دلهره­آور ازجدایی و بدرود را در خاطرم نقش زد! امّا ناگزیر دلشوره­ام را پنهان نگاه داشتم و به روی خود نیاوردم. نکته­ی دیگر، این بود که استاد در آخرین دقیقه­های دیدارمان، ناگهان از جای برخاست و به سراغ یکی از قفسه­های کتاب رفت. شیشه را به کنار زد و کتابی را برداشت و مرا به نزد خود خواند. از جای برخاستم و به کنارش رفتم. کتاب را به دستم داد و گفت: "از شما می­خواهم که این کتاب را به فارسی برگردانید و منتشر کنید. می­دانم کاری وقت گیر است؛ امّا ارزش دارد." کتاب را گرفتم. سپاسگزاری کردم و قول دادم که سفارش استاد را به جان و دل و با افتخار انجام خواهم داد. کتاب در دست، سر ِ جایم نشستم. خاموش بودم؛ امّا در اندرونم غوغایی بود. این کار ِ غیر ِ عادی و وصیّت­گونه­ی استاد، کابوس ِ جدایی را بر ذهنم چیره­تر کرد. چه می­دانستم که درست بیست و چهار روز پس از آن، خبر ِ اندوهبار خاموشی­ی شبْ­هنگام ِ استاد در همان اتاق و همان تختخواب ِ برابر ِ قفسه­های کتاب را از دور، در اصفهان دریافت خواهم کرد. کتابی که استاد با آن سفارش ِ واپسین به من داد،
PROF . JACKSON MEMORIAL VOLUME ,
Papers on Iranian Subjects, Written By SEVERAL SCHOLARS
in honour of the late Prof. A. V. Williams Jackson
نام داشت.

تصويري از روي نقّاشي ي ِ رنگ و روغن از چهره‌ی جكسن
كه در دفتر دانشنامه‌ی ايران در نيويورك نگاهداري مي‌شود.


امّا دریغ كه درکارچاپ و نشرآن، با بُن­بستِ پدید آورده از سوی یک "ناشر" و درنگی بیش از یک دهه، رو به رو شدم. کتاب در حبسْ انبارِ آن "ناشر" خاک خورد و چشم من در انتظار نشرش سفید شد. سپس همین کارِ ناپسندیده را "ناشر" دیگری که بيهوده بدو امید بسته بودم، تکرارکرد و او نیز چند سالی مرا در سراب ِ نشر، تشنه­کام گذاشت تا آن که سرانجام، دو سال پیش، ناشری راستین و پیمان­شناس (مدير ِ نشر ِ آگه كه پيشتر گفتم)، همچون مردي گوهري، ارج ِاين گوهر را شناخت و با خوش­رویی و بزرگواری، کارِ چاپخش این اثر گرانمایه را عهده­دارشد و با همه­ی تنگناهای گریبان­گیرصنعت نشر، به پیش بُرد و کتاب، سرانجام سی و هفت سال پس از روزی که استاد آن را به من سپرد، در زمستان 1384 نشر یافت!

اکنون با همه تلخ­کامی­های گذشته، خشنودم که – هرچند با دیرکردی چنین دراز– توانسته­ام سفارش استادم را به سرانجامی سزاوار برسانم.

* * *
متن انگليسی‌ي اين كتاب درسال 1954 ميلادي (17 سال پس از درگذشت جَكسُن) از سوي پارسيان هند (انجمن ِ خاورشناسي ي ِ ك. ر. كاما در بمبئي) براي بزرگداشتِ استاد بزرگ و بی‌همتاي ايران شناس ِآمريكايي نشريافت و پيشگام ِ دانش‌ِِ ِ گاهان پژوهي و اوستاشناسي در ايران، استاد ابراهيم پورداود در سال 1347 خورشيدي (14 سال پس از نشر ِ آن)، نسخه‌ي از آن را به شاگردش سپرد و گزارش آن را از وي خواستار شد و اينك 38 سال پس از خاموشی‌ي استاد و 55 سال پس از انتشارمتن ِآن و 77 سال پس از درگذشتِ صاحبِ يادنامه، گزارش فارسي‌ی آن نشر مي‌يابد! اين درحالي است كه ما ايرانيان بخشِ چشم گيري از آگاهي‌هامان ازگنج شايگانِ فرهنگِ باستاني‌ی خويش را بدهكارِ كوشش‌ها و پژوهش‌هاي بي‌دريغ و نمونه‌وار آن دانشمندِ بزرگيم و بسيار پيش از اين بايست به بزرگداشتِ او مي‌پرداختيم.



شماره آینده ویژه نامه پوران فرخزاد

واژه آگهي مي پذيرد
واژه بهترين مکان براي معرفي آثار ادبي و فرهنگي شماست
This issue is sponsored by Iran Heritage Foundation
تمام حقوق مربوط به این صفحه متعلق به واژه است و هرگونه اقتباس ، برداشت یا چاپ مجدد بدون ذکر منبع ممنوع است