فریدون وهمن
نقشههای عمومی ایران از 1477ـ 1925
|
پژوهش و نگارش: دکتر سيروس علايی |
سال گذشته کوشش وهمت پانزده سالۀ دکترسیروس علائی سرانجام به باری خوش فام نشست وبا انتشارکتاب نقشههای عمومی ایران از 1477تا 1925 گنجینۀ تازهای به ذخایر فرهنگی ایران افزوده گشت.
تا پیش ازانتشاراین کتاب، درمیان دریایی از انتشارات وسایتهای اینترنتی مربوط به نقشه و نقشهنگاری کمترنام و نشانی ازایران بود وازهمه مهمتراثری یافت نمیشد که فقط نقشهنگاری ازایران را مورد پژوهش و بررسی قراردهد. فقدان چنین اثری وقتی بیشتر نمایان میشود که ایران کشوریست بهرهمند از تمدنی کهن با تاریخی غنی وموقعیت جغرافیایی یکتا که مانند پلی شرق و غرب آسیا را به هم وصل میکند. با این کتاب، دکترعلائی نام ایران را برای نخستین باربه شایستهترین صورت وارد جهان نقشه و نقشهنگاری نمود و اثری به وجود آورد که نه تنها ازکیفیت علمی برجستهای بهرهمند است بلکه از لحاظ داشتن صدها نقشۀ ایران از کهنترین زمان تا روزگارما کتابی ارجمند و گرانبها به شمارمیآید. تألیف چنین اثر ارزشمندی به قول تونی کمپبل کتابدار سابق بخش نقشههای موزۀ بریتانیا، مرد میدانی میخواست مثل دکترعلائی که تب عشق به نقشه تمام وجودش را بسوزاند و هم زمانی دانشی فراگیر ازعلم نقشهنگاری و تاریخ آن داشته باشد.1
دکترعلائی تحصیلاتش را درآلمان دررشتۀ مهندسی به پایان آورد و تا پیش ازانقلاب درایران مجموعهای ازچند شرکت تجارتی ومهندسی موفق داشت. پس ازانقلاب با خانوادهاش درانگلستان اقامت گزید و آن جا بود که با فراغت از کاربه دنبال علاقۀ دیرین خود نقشههای ایران رفت و به یافتن و جمعآوری نقشههای قدیمی ایران پرداخت. بدون تردید میتوان نقشههای او را از ایران ازغنیترین مجموعه دراین زمینه دانست و خود او را پژوهشگری صاحبنظر در مورد نقشههای ایران به شمار آورد.
برای تهیۀ کتاب حاضر 1200 نقشۀ ایران چه ازمجموعۀ خود مؤلف و یا در کتابخانههای اروپا و امریکا مورد مطالعه قرارگرفته ودرحدود 400 نقشه برای درج و بررسی دراین کتاب انتخاب گردیده و به آنها بیش از 200تصویر تماشایی ازنقشهها و افراد وشخصیتهای تاریخی و علمی ازشاهان و سفرا و نقشهنگاران افزوده شده است. همۀ اینها، همراه با دقت علمی مؤلف در بررسی ومطالعۀ نقشهها، موجب گردید که این کتاب دراندک زمانی پس ازانتشاراش مورد ستایش وتمجید اهل فن وآگاهان به علم نقشه نگاری قرارگیرد وفصل جدیدی درمجموعۀ تاریخ نقشهنگاری به شمار آید.
ناشرکتاب مؤسسۀ سرشناس و جهانی بریل درهلند است که از سال 1683 به کار نشر کتاب اهتمام دارد و فقط نام آن به عنوان ناشرمیتواند پشتوانۀ اعتبارعلمی و پژوهشی هراثری باشد. کتاب در 317 صفحه درقطعی بزرگ وکاغذ گلاسۀ مرغوب با جلد سخت و نقشهها و عکسهای رنگی چاپ شده و به بهای 192 یورو به فروش میرسد.
این اثر که 450 سال سنت نقشهنگاری درمورد ایران را مورد بررسی قرارمیدهد نه تنها مورد استقبال اهل فن قرار خواهد گرفت، بلکه برای هرایرانی که بخواهد ازشناسنامه و اسناد هویت ملّی خود آگاه گردد کتابی ارزشمند و خواندنی خواهد بود. برای مثال داشتن این کتاب و نمایاندن این که از قدیمترین روزگاران تقریباً همه نقشهنگاران از هر قوم و ملیت، خلیج فارس را به همین نام خوانده و ثبت کردهاند، هر ایرانی را از هر بحث دیگری در مورد نام جعلی خلیج عربی که اکنون چند دهه است همسایگان جنوبی ایران می خواهند به دهها ترفند درنقشهها بیاورند بینیاز میسازد.
کتاب با مقدمهای روشن و دقیق آغازمیگردد وبهرهمندی از آن را برای کسانی که با علم نقشهنگاری ناآشنا هستند نیز آسان میسازد. دکترعلائی ابتدا شرحی دربارۀ به کار گرفتن کلمۀ پرشیا (Persia) که درهمۀ نقشهها آمده (به جای Iran) نگاشته و تاریخچۀ این دو اسم را آورده است. این کتاب، آن گروه نقشههایی از ایران را دریک دورهی وسیع تاریخی مطالعه میکند که درآن فقط ایران (احتمالاً با برخی مناطق اطراف) نشان داده شده است. نقشههای مناطق وسیعترکه مثلاً از اروپا تا هند را در بردارد و ایران جزیی از آن است جز در یکی دو مورد آورده نشده است. اینگونه نقشهها و نیز نقشههای تاریخی و طرح و شکل بازماندۀ ساختمانهای تاریخی، قصرهای قدیمی و میدانهای حفاریهای باستانشناسی و نیز نقشۀ استانها و مناطق گوناگون ایران و نقشهی شهرها و نقشههای خلیجفارس وبحرخزر و یا نقشۀ راهها، خطوط تلگراف، خطوط راهآهن و غیره نیز هیچ یک در این کتاب نیامده و آنطور که ازمقدمه کتاب برمیآید در جلد دوم خواهد آمد.
پیش از بررسی مطالب دیگر کتاب شاید اشاره به این نکته بیفایده نباشد که بهطورسنتی نقشه و نقشهنگاری همواره جزیی از علم جغرافیا و فعالیتهای جغرافیدانان به شمارمیآمده است. برای یک جغرافیدان اهمیت نقشه درآن بود که ببیند تا چه حد مرزها دقیق و صحیح مشخص گردیده و آیا فاصلهی شهرها وطبقهبندی استانها درست حساب شده یا نه. امّا امروزه با کمک ماهوارهها و دستگاههای مدرن مسّاحی آنچنان علم نقشهنگاری پیشرفت نموده که نیازی به نقشههای سنّتی برای دریافت اطلاعات مزبور نیست. با بهرهمندی از تکنولوژی جدید میتوانند کشوری را به مربعهای کوچک تقسیم کنند و نقشۀ هر بخش را جداگانه از فضا بردارند و درنتیجه آن فضا و مساحتی را که کشور مزبور بر روی زمین اشغال نموده در حدی بسیار دقیق بر روی کاغذ آورند.
به همین جهت امروزه علم نقشهنگاری فقط در اختیار جغرافیدانان نیست بلکه علاقهمندان را از دیگر رشتهها نیز به خود جلب کرده است. اینکه نقشهها را فقط به خاطر دقت وصحت درتجسم دادن کشوری مطالعه نمیکنند. بلکه خود نقشه به عنوان یک اثر و سند مورد بررسی قرار میگیرد و سؤالات دیگری مطرح میگردد: نقشه کی و کجا تهیه شده؟ انگیزۀ نقشهنگار یا کسی که آن را سفارش داده در تهیۀ این نقشه چه بوده؟ اگر شکلی ناآشنا در نقشه هست (مثلاً دریای خزر به صورت بیضی طرح شده باشد) این پرسش پیش میآید که چرا نقشهنگار آن منطقه را اینطور دیده است. آیا قصد خاصی پشتِ سرِ چنین برداشتی بوده یا اینکه اندازه و شکل دقیق مناطق برای نقشهنگاران اهمیتی نداشته است؟ در کنار همین پرسشها موضوع کاغذ و رنگ وکیفیت کار نقشهنگار نیز مورد مطالعه قرار میگیرد. بیشتر این مباحث در معرفی هر نقشه مورد نظر مؤلف کتاب حاضر بوده است.
کتاب دو فصل دارد یکی بخشی که نقشههای بطلمیوسی ایران را مورد بررسی قرارمیدهد و دیگر بخشی که نقشههای مربوط به ایران را از دورۀ صفویه تا 1925 مطالعه میکند. شرح نقشههای پیش از این دو زمان که کیفیت خاص زمانۀ خود را دارند در مقدمۀ کتاب به اختصار آمده است.
نام بطلمیوس با تاریخ نقشهنگاری ایران پیوسته است. زندگانی وی مصادف با بخشی از دورۀ پارتیان (اشکانیان) بود که از سال 247 پیش از میلاد تا 221 میلادی بر ایران سلطنت داشتند. بطلمیوس احتمالاً بین سالهای 100 تا 178 میلادی که دوران افول قدرت پارتیان بوده زندگی میکرده است. نقشههای موسوم به بطلمیوسی آن گروه نقشه است که ایرانِ زمانِ پارتیان را درسالهای 51 تا 122 میلادی نشان میدهد واعتقاد براین است که کمتر ازنقشههایی که امروزه به این نام میشناسیم ساختۀ دست خود بطلمیوس باشد، درحالیکه بقیه به تقلید از سبک او و براساس کتاب جغرافی او توسط دیگر نقشهنگاران تهیه شده و به نقشۀ بطلمیوسی موسوم است. این فصل شامل شرح احوال بطلمیوس و چگونگی چاپ نقشههای بطلمیوسیست که نخستین بار در سال 1477 در بولونیای ایطالیا انجام گرفت. این نقشهها در سالهای بعد توسط ناشران دیگر نیز نشر شد و یا در کتابهای جغرافیا درج گردید. دراین بخش که بیش ازسی نقشه را در بردارد به مانند بخش دوم شرح هر نقشه به طور دقیق از نظر اندازه، محل و تاریخ چاپ، ناشر، زبان نقشه و شرح نامها، وغیره آمده است. زیرا برای خلق یک نقشه نه تنها نقشهنگار سهم دارد بلکه ناشر که نقشه را سفارش داده، خطاط و رنگ پرداز نیز سهیماند.
در بخش دوم نقشههای زمان صفویه، افشاریه، زندیه و قاجار مورد بررسی قرارگرفته است. دراین بخش خواننده ابتدا با تاریخ هر یک ازاین سلسلهها آشنا میشود که شامل اطلاعات جالب و مهمی دربارۀ نکات تاریخی و جغرافیاییست. مثل تغییر مرزهای جغرافیایی ایران پس از جنگ با عثمانیان، در نتیجۀ پیامدهای جنگ با روسیه براساس عهدنامههای گلستان و ترکمانچای، اطلاعاتی دربارۀ نام آذربایجان و اینکه چگونه و چرا پس از استقرار رژیم کمونیستی در روسیه نام بخش ترکی زبانان ناحیۀ قفقاز از آران به آذربایجان تغییر یافت، و یا شرحی دربارۀ نقشۀ معروف به نقشۀ کرزن که درپایان قرن 19 تهیه شد و یکی از دقیقترین نقشهها به شمار میرود و در دهههای بعد مورد استفادۀ وزارت جنگ بریتانیا و دیگران قرار گرفته است. باید دانست که تقریباً تمامی نقشههای این کتاب ـ جز چند نقشه که توسط ایرانیان در زمان قاجار کشیده شده ـ کار غیر ایرانیان است و درکشورهای مختلف اروپایی تولید گردیده است.
دکترعلائی با دقت قابل تحسینی نه تنها شرح دقیقی از نقشهها میآورد بلکه اشتباهات تاریخی و جغرافیایی را که در آوردن اسامی شهرها، رودها و کوهها در نقشههای گوناگون راه یافته نیز یادآور میگردد.
طبقهبندی چند صد نقشۀ دیدنی و تماشایی که در این بخش آمده نه براساس تاریخ نشرنقشهها، بلکه براساس نام کشورهای ناشر است که در ده بخش از ایطالیا آغاز میگردد و با هلند و بلژیک و سپس فرانسه و آلمان و انگلستان، ایطالیا، امریکا، ایران، ترکیه، و اسپانیا ادامه مییابد. بزرگترین سهم را در تعداد چاپ نقشههای ایران انگلستان دارد. نقشههای هر کشور به صورت تاریخ زمان نشر آن ترتیب داده شده و اگر نقشهای در کشوری دیگر نیز چاپ شده باشد به کشور اصلی رجوع داده شده است. هرنقشه با شرح دقیقی ازکیفیت واندازه، نام نقشهنگار، محل چاپ ودیگر مشخصات توضیح داده شده است.
فهرستها و اندکسهای مفصل و دقیق که در آخر کتاب آمده استفاده از این کتاب را بسیار آسان میسازد، از جمله باید از فهرست تمامی نقشههای مندرج در کتاب که براساس سال انتشار تنظیم یافته نام برد که در هر مورد به خود نقشه در صفحهای که آمده رجوع داده شده است.
* * *
دراینجا چون ازنقشههای ایران سخن میگوییم شاید به جا باشد شرح کوتاهی از تاریخ نقشهنگاری درکشورخودمان نیز بیان گردد.
کهنترین نقشهای که از ایران شناخته شده بر روی لوحۀ گلیست که عمر آن به 2300 سال پیش ازمیلاد مسیح میرسد. این لوحه در نوزی (شمال بینالنهرین) که زمانی جزیی از ایران بوده یافت شده، و ناحیهای بین کوههای زاگرس و تپههای کرکوک را با رودهایی که از آن جاری است، به صورت خطوط موازی، نشان میدهد. قدیمی ترین نقشهای که ایران بر روی آن دیده میشود نقشۀ معروف بابلیست که درسال 600 پیش از میلاد تهیه شده و امروزه در موزۀ بریتانیا نگهداری میگردد. نام تعدادی از شهرها و مناطق ایران را بر روی آن میتوان دید.
ار سنّت نقشهنگاری ایرانیان در ایران باستان و زمان هخامنشیان چیزی نمیدانیم. اساطیر زردشتی تصویر منظمی در مورد خلقت جهان و تقسیمبندی به دست میدهد. این اساطیر جهان را به هفت کشور، (اوستایی Karshvar) تقسیم میکند که کوه (هرا hara) با ستیغ بلند خود بر آن قد افراشته و رودی خروشان از آن کوه بر دریای وروکاشا (vourukasha) میریخته، و آفتاب زرین بر دو قلۀ آن کوه در گردش بوده است. در شاهنامه نیز فردوسی، در بیان تاریخ اساطیری ایران، خواننده را از همان آغاز با تقسیم جهان به کشورهای گوناگون آشنا مینماید. فریدون جهان را بین سه فرزند خود ایرج و سلم و تور تقسیم میکند و همان کتاب ازجنگ بین ایران و توران روایتها دارد. چنین اسطورههایی میتوانسته هر اندیشۀ پویایی را در ایران اساطیری به تصویر دنیایی فراسوی چهار دیواری خانه و شهر خود برانگیزد و او را به وجود جهانی بزرگ با کشورهایی پهناور و مرزهایی که با هرجنگ و صلح جا عوض میکند آشنا سازد.
روشن است آنچه ما امروز از نقشه و نقشهنگاری میدانیم با نقشههای روزگار باستان تفاوت فراوان دارد. ولی به یقین شاهان هخامنشی برای ساختن شاهراههای معروف خود و کشورگشاییها، وآگاهی ازمرزهای نو یافتۀ ایران نیاز به نقشه داشتهاند، و اگر جنگهای دریایی ایشان را نیز در نظر بگیریم نقشۀ آبها و عمق و پهنای سواحل، مطالعۀ جهت باد و سایرشرایط جوی نیز ازنخستین لوازم جهانگشاییهای ایشان بوده است. از نقشههایی که آن دوران درایران کشیده شده یا بر روی لوحههای گلی نقش گردیده چیزی در دست نداریم.
آگاهیهای ما از سنّت نقشهنگاری ایرانیان در زمان پارتیان و ساسانیان نیز بسیار اندک است و برای دیدن نقشههای آن دوران باید به آنچه یونانیان و رومیان کشیدهاند رو آوریم. ازنخستین دوران شکوفایی سنّت نقشهنگاری که به دورۀ یونانی ـ رومی معروف است و از 6 قرن قبل از میلاد تا قرن دوم میلادی را در برمیگیرد نقشههایی دردست است که به احتمال فراوان با بهرهمندی ازسنّت نقشهنگاری بینالنهرین و بابل کهن، نقشههایی از جهان آن روزکشیدهاند که شامل ایران نیزمیشده و حدود و مرزهای آن روزگار ایران را گاه به تقریب و گاه به دقت نشان میداده است. تاریخچۀ چنین نقشههایی را میتوان دردانشنامۀ ایرانیکا مجلد دهم زیر مدخل Geography یافت که دربخش چهارم آن دکترسیروس علائی نقشهنگاران ایران را مورد بحث و بررسی قرار داده است. همین تاریخچه درمقدمۀ بسیار خواندنی کتاب حاضر با تصاویر روشن و دقیقی از نقشههای کهن ایران آمده است.
تنها در دوران ایران پس از آمدن اسلام است که میتوانیم آثاری ازنخستین سنّتهای نقشهنگاری ایرانیان بیابیم. گسترش اسلام درجهان آن روز که از سال 621 تا 751 (سقوط سلسلۀ امویان) رخ داد مناطق وسیعی را بر این دین گشود که از چین تا اسپانیا را در برمیگرفت. دراین دوران بود که نیاز به داشتن نقشه افزونی گرفت و زبان رسمی آن امپراطوری وسیع عربی شد. نقشهنگاران ایرانی سهم عمده درخلق وایجاد نقشههای این دوران داشتند وبه احتمال فراوان ازسنن و هنر نقشهنگاری دوران ساسانیان بهره میبردند و آن را به کارمیگرفتند. تفاوت نقشههای ایشان با نقشههای بطلمیوسی دراین بود که ایرانیان جهان و ساکنان آن را به مناطق (کشورها) تقسیم میکردند حال آنکه سنّت بطلمیوسی جهان و مردم جهان را از نظر آب و هوای اقلیمی تقسیم میکرد و معتقد به هفت منطقه بالای خط استوا و هفت منطقه زیر خط استوا بود. نخستین نقشهای که از دوران اسلامی ایران یاد شده (ولی دردست نیست) نقشهایست که به فرمان حجاج بن یوسف (وفات 714م) هنگام محاصرۀ بخارا (707م) از آن شهر تهیه شده بوده است.
دوران عباسیان با تأسیس بیت الحکمه که احتمالاً براساس دانشگاه گندی شاپور زمان ساسانیان بنا شد صدها دانشمند به علوم گوناگون آن زمان مثل نجوم، تاریخ، جغرافیا، ترجمه از متون سریانی و یونانی و هندی اشتغال یافتند. درهمان دوران به فرمان مأمون عباسی نقشههایی از جهان تهیه شد که ایرانیان نیز بنا برروایات ابن خلدون، مسعودی و دیگر مورخین در به وجود آوردن آن سهم بزرگی داشتهاند. این سنّت در قرنهای بعد نیز ادامه یافت.
در قرنهای 12 تا 15 میلادی نقشههایی که هدف آن نشان دادن قبله از جهات و مناطق مختلف بود از سوی ایرانیان به وجود آمد. از نخستین نقشهها در این زمینه یکی کار بدیعالزمان بدرابن عبدالله مربوط به سال 1140میلادیست که در موزۀ ایران باستان ایران نگهداری میشود. پس ازآن باید ازنقشههای معروفی که زکریا قزوینی (1203ـ 1283م) کشیده است نام برد. چند سال پیش نیزدو نقشۀ قدیمی قبلهیابی از زمان صفویه پیدا شد که احتمالاً کپی نقشههای قرنهای پیشین بوده است.
صفویه (1502ـ1736م) علاقه چندانی به علم نقشه وجغرافیا نشان نمیدادند وبیشتر ازنقشههای ایران که در آمستردام، لندن و پاریس چاپ و منتشر میشد استفاده میکردند، غافل ازآنکه تصویری که اروپاییان و شرکتهای نشرنقشه از کشور ایران میدادند درحد خود بسیار قدیمی و کپی نقشههای چند قرن پیش بود. نقشههای ایران که دراروپا نشر میشد در این زمان به زبان لاتینی بود و ایران را به لاتین Sophorum Regnum مینامیدند که به معنای امپراطوری صفویان میباشد.
تنها از دوران پهلوی به بعد بود که وضع نقشهنگاری از ایران صورتی مدرن و علمیتر به خود گرفت و با تأسیس سازمان نقشهنگاری کشور و سازمان نقشهنگاری ستاد ارتش سطح کشور به دقت مساحی گردید و نقشهنگاری کامل به عمل آمد. این امردردوران پس از سلسلۀ پهلوی نیز ادامه یافت و این بار با بهرهمندی ازآخرین امکاناتی که ماهواره و تکنولوژی جدید عرضه میدارد نقشههای دقیقی از ایران تهیه شده است.
شرح دقیقترتحول نقشهنگاری را درایران میتوان درکتاب دکترعلائی یافت و ازآن بهره برد. این معرفی را با جملهای از تونی کمپبل آغاز نمودم و با جملهای از او به پایان میآورم: « دکترعلائی در این کتاب البته از نقشههای ایران که درمجموعههای اطلسهای جغرافیایی آمده و نیز از تحقیقاتی که دیگران دراین زمینه کردهاند بهره برده است ولی اوست که توانسته با آوردن نمونههای بیش از 450 سال نقشههای ایران و شرح دقیق هر یک از آنها خرمنی چنین پُر برکت حاصل آورد و به موفقیت گویی ازمیدان برباید، کاری که تاکنون از کسی دیگر برنمیآمد. بنابراین اگر شما فقط درحد یک آماتور به نقشه علاقمند باشید و یا نقشهنگار، مورخ، جغرافیدان، یا کتابدار باشید، یک چیز را بدانید: چنین کتابی را هرگز قبلاً ندیدهاید».2
1و2ـ مقدمه تونی کمپبل(Tony Campbell) به کتاب حاضر.
*Cyrus Alai, General Maps of Persia 1477-1925, Brill 2005










