اسدالله امرايي

«كسي كه مثل هيچ كس نيست.»

 

كدام ويژگي انسان است كه او را در ياد و خاطره ديگران زنده و باقي نگه مي‌دارد؟ درزمان زندگي در دل‌ها جا مي‌گيرد و آنگاه كه رخت از جهان برمي‌بندد نامش ورد زبان مي‌شود، در اوراق دفتر باغ يكي عمران صلاحي مي‌شود كه هر روز در گوشه‌اي يادماني برايش برپا مي‌دارند و ديگري كه توانايي‌هاي ديگران را به ريشخند مي‌گرفت هنوز كفن خشك نكرده چنان مي‌شود كه نه خاني آمده و نه خاني رفته. اين مثل را از آن باب آوردم تا از سعدي اشاره‌اي وام بگيرم كه بسيار دوستش دارم. از استاد سخن سعدي شيرازي اگر بپرسيد، مي‌گويد: «مرده آن است كه نامش به نكويي نبرند.» پس يعني اين نام نيك باقي مانده است كه آدمي رادر يادها زنده و پايدار نگه مي‌دارد. نام نيك چيست و از كجا آمده جز از كار نيك كه از ذات نيك برمي‌خيزد.

از پوران فرخزاد بگويم. از نويسنده، شاعر و مترجم و مورخ و پژوهشگر.

هم او كه چهره و نامش با بخشي از تاريخ ادبيات معاصرمان عجين است. براي من شايد جنبه مترجمي پوران فرخزاد از اهميت بيشتري برخوردار باشد. چه نام‌هايي را براي نخستين بار به فارسي زبان‌ها معرفي كرد و نمايش‌هاي راديويي او را كم سعادت بودم كه نشنيده‌ام بالاخره شناسنامه هم به درد اين جور وقت‌ها مي‌خورد كه عذر تقصير بياوري. آن موقع هم كه مثل حالا نبود آرشيو اينترنتي و باقي قضايا.

شايد پركارترين نويسنده‌اي باشد كه طي اين سال‌ها شناخته‌ام زني كه هر بار پيش او رفته‌ام و به هرمناسبتي كوهي ازدفتر و كاغذ و كتاب دورش ريخته. آرزوهاي بزرگي درسر مي‌پروراند كه به بعضي‌شان جامه عمل پوشانده. فرهنگ زنان يكي از اين كارهاست كه با مشقت فراوان گردآوري كرده است.

پوران فرخزاد اگر در كارنامه خود، همين يك فرهنگ زنان را داشته باشد كافي بود تا او را هنرمندي سزاوار بدانيم و باور كنيم كه در جان او آتشي گرمي است كه از جان مايه و استعداد ذاتي‌اش روشن بود.

نام پوران فرخزاد هرچند گاه در متن نام‌هاي ديگر اين خاندان فرخزاد به سايه مي‌رود اما درخششي خاص خود را دارد كه او را متمايز مي‌كند. گويا در اينجا بايد از پوران فرخزاد كه وجود مهربانش در شرايطي كه پدر و مادر بر بچه‌هاي ديگر خانواده او سخت‌گيري‌هاي روا مي‌داشته‌اند، خواهر بزرگتر بقيه را زير بال و پر خود حفظ مي‌كرده، ياد كرد بيش از همه فروغ او را مي‌ستايد و در قضاوتي مي‌گويد: «آنها هيچ وقت با من صميمي و يك دل نبوده و نيستند فقط من در ميان افراد خانواده خودمان خواهرم را مي‌پرستم زيرا او هميشه و در همه حال براي من حامي و پشتيبان فداكاري بوده است.»

اين مهرباني‌ها و حمايت‌هاي پوران فرخ‌زاد گاه چنان عام مي‌شود كه گويي همه بشريت را در قلمرو مهرباني خود راه مي‌دهد. اما از مهرباني‌ها و نامهرباني‌ها كه بگذريم بايد اذعان كرد كه خانواده فرخزاد بين خانواده‌هاي ايراني خانواده لايقي بوده است كه هنرمند و اديب و پزشك با تقدم صفت انسان نيك را پرورده است.

كتاب كارنماي زنان كاراي ايران، از ديروز تا امروز ازپوران فرخ‌زاد مرجعي است كه نخستين نمونه‌اش را خود او تهيه كرده و ديگران هم كه به دنبال او رفته‌اند كاري در اين حد واندازه مطرح نكرده‌اند.

پوران فرخ‌زاد اينك از آستانه هفتمين دهه‌ي عمر خود گذشته عمري پربار و پركار. دفترهايي از دست‌نويس سروده ها ترجمه‌ها و نوشته‌ها و تحقيقات چاپ نشده سال‌هاي اخيرش را در دست دارد با خاطري ملول و آزرده از هست و نيست روزگار. نااميد اما نيست. جوانان را به كار و تلاش سازنده تشويق مي‌كند. اين قطره كه خود دريايي است. زنده باشد.

ویژه نامه پوران فرخزاد

واژه بهترين مکان براي معرفي آثار ادبي و فرهنگي شماست

بهای آگهی در واژه
This issue is sponsored by Iran Heritage Foundation
تمام حقوق مربوط به این صفحه متعلق به واژه است و هرگونه اقتباس ، برداشت یا چاپ مجدد بدون ذکر منبع ممنوع است