|
مهرانگيزرساپور ( م . پگاه )
پگاه و بخشندگي حافظ !
چنان
بخشيده حافظ جان، سمرقند و بخارا را
که نتوانسته تا اکنون، کسي پس گيرد آنها را !
از آن پس برسر پاسخ به اين ولخرجي حافظ
ميان شاعران بنگر، فغان و جيغ و دعوا را
وجودِ او معمايي ست پر افسانه و افسون ١
ببين خود با چنين بخشش، معما در معما را !
بيا حافظ که پنهاني، من و تو دور ازاين
غوغا
به خلوت با هم اندازيم اين دلهاي شيدا را
رها کن ترکِ شيرازي! بيا و دختر لر بين !
که بريک طرهي مويش، ببخشي هردو دنيا را !
فزون برچشم و بر ابرو، فزون بر قامت و گيسو،
نگر بر دلبر جادو، که تا ته خوانده دريا را ! ٢
شبي گربختات اندازد به آتشگاهِ آغوشش
زخوشبختي و خوش سوزي، نخواهي صبح فردا را
شنيدم خواجهي شيراز، ميان جمع ميفرمود:
« " پگاه" است آنکه پس گيرد، سمرقند و
بخارا را ! »
* * *
بدين فرمايش نيکو که حافظ کرد ميدانم ،
مگر ديگر به آساني کسي ول ميکند ما را !
١= وجودِ ما معمايي است حافظ
/ که تحقيقش فسون است وفسانه
٢= من آب را ورق ميزنم
و دريا را تا ته ميخوانم. ( م . پگاه)
١- اين شعر نخستين بار درنشريه اينترنتي "
ايران
امروز" درج شده است.
نزديک بود خراب کنم !
نزديک
بود خراب کنم
قلمام را دچارعذاب کنم
فردا را نقش برآب کنم
نزديک بود خراب
کنم !
تو مي نشاني مرا
برپشتِ نهنگ
مي فرستي به باغهاي ته ِ دريا
براي تأمل
در شهامتِ گل ها *
کشتي نشينان ِبي خبرازعمق کجا
من
کجا ؟!
نزديک بود به تخته چوبي و رودِ حقيري اکتفا کنم
نزديک بود خراب کنم ! تو مي
کشاني مرا
به آن بالا. . . بالا.
. . ها
که خيال
خواب
مي بيند که پايش برسد آنجا
فرشتگان
بليط
ميخرند براي تماشاي اوج ما
نزديک بود بيفتم درچاه
براي
گرفتن ِعکس ماه
نزديک بود خراب کنم !
تو سفينهاي دادهاي به من
که
خورشيد گريه مي کند دنبالش
ستارگان همه جيغ مي زنند که
« خوش
به حالاش » !
نزديک بود به " پرنده" اقتدا کنم با آن
بالاش !
نزديک بود خراب کنم !
تو قلمام را پُراز عسل کردهاي
نکاش را نور
چه سِحرآميز بازي ميکني با عسل و نور
چشم حسود ات کور !
نزديک بود قناعت کنم
به خودکاري که مي نويسد به زور
نزديک بود خراب کنم !
با تو اکنون
زبان همهي حيوانات را مي فهمم . . . آسان
عصايم را اژدها مي کنم . . . راحت
کورها را شفا مي دهم . . . فوري
مردهها را زنده مي کنم . . . درجا
به معراج مي روم
. . .
هرصبح
تو" فردا" را
انداختهاي پشتِ سرم !
* = شهامتِ گل را
به تقديس بنشينيم
هنوز ميرويد!
١ - اين شعر نخستين
بار در نشريهي اينترنتي " ايران
امروز " درج شده است.
|