نوشتن با دوربين

رو در رو با ابراهيم گلستان
پرويز جاهد
نشر اختران
چاپ اول ١٣٨٤
٢٧٦ صفحه
درفهرست اين کتاب به چهار ديدارتقسيم مي‌شود. دراين کتاب، ابراهيم گلستان با صراحتِ بي‌مانندي به پرسش‌هاي اميرجاهد(مصاحبه کننده) پاسخ مي‌دهد. هرچند خودِ مصاحبه کننده هم از انتقادهاي صريح و ورک گويي‌هاي ابراهيم گلستان درامان نيست و به خاطراستفاده از بعضي واژه‌ها وکاستي‌ها دربرداشت‌ وضعف درپرسش،‌ بارها موردسرزنش ابراهيم گلستان قرارمي‌گيرد.

در مقدمه‌ي کتاب آمده است:
گلستان با کلام نافذ، بُرنده وتا حدي نيش دار وگزنده‌ي خود به نقد فضاي روشنفکري، ادبي وسينماي ايران دردهه‌ي سي وچهل پرداخته وبا صراحتي کم نظير،نگاهي ژرف و منحصربه فرد وديدي فراخ به داوري درباره‌ي بسياري ازچهره‌هاي شاخص روشنفکري، ادبي وهنري اين دوران از هدايت گرفته تا شاملو، از خانلري تا يارشاطر، ازآل احمد تا چوبک، ازکيميايي تا کيارستمي، از تقوايي تا شهيد ثالث وآربي آوانسيان و فروغ فرخزاد نشسته است.
درصفحه‌ي ٦٤ کتاب، قسمت کوتاهي از اين گفتگو را که به شاملو مربوط مي‌شود مي‌خوانيم:
جاهد- من به ديدگاه شميم بهار و ديگران که " خانه سياه است"، " خشت و آينه" و"شب قوزي" را سينما نمي‌دانند معترضم.
گلستان- همه گفتند. حتا شاملو گفت که تمام عيب‌هايي که ازفيلم‌هاي ديگران گرفتم، پس مي‌گيرم. فقط يک فيلم خيلي مزخرف بود وآن، "خشت وآينه" بود. اين جاودانه ابرمرد ادبياتِ معاصر ايران بود که شعر نمي‌فهميد. نقطه گذاري هم نمي‌فهميد وشايد خيلي چيزهاي ديگه هم نمي‌فهميد.
جاهد- من درموردِ شعرش حرف نمي‌زنم چون صاحب نظرنيستم، اگرچه برخي ازآن‌ها را دوست دارم اما مي‌دانم که درکِ عميقي از سينما نداشت وگرنه آن فيلم‌ها را نمي‌ساخت وآن فيلمنامه‌ها را نمي‌نوشت.
گلستان- من درموردِ شعرش صاحب نظرهستم. وقتي مُرد، شعرش هم تمام شد.

 

1- واژه ، نشريه ای است مستقل وآزاد و به هيچ گروه ، حزب و جمعيتی وابسته نيست.

2- " واژه " از چاپِ مطالبِ درج شده در سايت های ديگر معذور است."

3 - واژه، در انتخاب و ويرايش مطالب آزاد است.

4 - نظر نويسندگان لزومأ نظر واژه نيست.