|
|
| |
 |
| لعبت والا
سايه
در سكوت نيمهشبهايم
هياهويي
است با يادت
با هيولاي غمت
فكر مرا
آشفته ميسازي
آفتابت
نيزة نور است
در چشمان
خوابآلود من
كوههايت
وزنهاي
سنگين بهروي سينهام
خشكزارانت
تنيده خارها
در تار و پود من
موج درياي خروشان تواَم
راه نفس
بستهاست
خواب كو؟
آرام كو؟
چشم دلم از داغ تو خستهاست
گفتم از زندان پر آزار تو
از پس ديوار تو
بگريزم و
آزاد باشم
شاد باشم
بينم اما
در تمام لحظهها
بر لب من نام توست
كولهبارم
وسعت غمهاي بيفرجام توست
سايهات ــ با سايهام همگام،
همسفر، همراه
در همه ايام ــ
شد بلاي جان من
كي رها سازي مرا از دام خود
ايران من!
لندن ١٢ نوامبر ٢٠٠٥ |
|
 |
|
|
|
|
|
 |
|
 |
|
 |
|
 |
|
 |
|
 |
|
 |
|
 |
|
 |
|
 |
|
 |
|
 |
|
 |
|
 |
|
 |
|
 |
1- واژه ، نشريه ای است مستقل وآزاد
و به هيچ گروه ، حزب و جمعيتی وابسته نيست.
2- " واژه " از چاپِ مطالبِ درج شده در سايت های ديگر معذور
است."
3 - واژه، در انتخاب و ويرايش مطالب آزاد است.
4 - نظر نويسندگان لزومأ نظر واژه نيست. |
|
|