شرح حال پابلو نرودا به قلم همين مترجم، در" واژه"ي شماره ٤ آمده است.

 

شاعري

برگردان:دکتر فضل الله روحانی

و در. . . سالگي بود
که شعرم به جستجوي من آمد.
نمي‌دانم، نمي‌دانم از کجا آمد
از زمستان آمد، يا از رودباري
کي آمد، چگونه آمد، نمي دانم،
نه آوا بود، نه واژه بود، نه سکوت
اما من ازسويي فراخوانده شدم
ازشاخه‌هاي سيب
به ناگاه، از دگرسوها
ازميان شعله‌هاي سرکش
يا رستاخيزي تنها
من آنجا چهره‌اي نداشتم
اما شعر مرا نوازش کرد

ندانستم چه بگويم
دهانم مُهر شده بود
با نام‌هايي
و چشم‌هايم نابينا
چيزي درروحم آغاز شد
تب، يا بال‌هاي ازياد رفته
و من به راه افتادم
برگشودم رمز آتش را
وسرودم اولين مصراع را، بي درنگ
بي رمق، بي محتوا
پاک بي معني
خِردِ ناب
از آدمي که هيچ نمي‌داند
وناگهان ديدم آسمان‌ها را
گسيخته و باز
اختران
کشتزاران تپنده
سايه‌ي سوراخ، سوراخ
از خدنگ‌ها، آتش وگل‌ها
شب طوفاني، کاينات

ومن زنده‌اي بي نهايت خرد،
سرمست از فضاي گسترده‌ي پرستاره،
تهي
همانند، تصوير رازگويانه،
خود را بخشي ناب از لامکان يافتم
با ستارگان رکاب زدم
قلبم منفجر شد وگسترد برنسيم.

1- واژه ، نشريه ای است مستقل وآزاد و به هيچ گروه ، حزب و جمعيتی وابسته نيست.

2- " واژه " از چاپِ مطالبِ درج شده در سايت های ديگر معذور است."

3 - واژه، در انتخاب و ويرايش مطالب آزاد است.

4 - نظر نويسندگان لزومأ نظر واژه نيست.