عمران صلاحي

جايزه ادبي

- بگو مجسمه
- مجسمه
- همينه که تو دستمه

منظور تنديسي است پايه دار و بي‌ پايه، مايه دار و بي مايه ، سايه دار و بي سايه . . . بلند و کوتاه ، ساده و راه راه که درمسابقاتِ ادبي به شاعر و نويسنده دهند.
بعضي‌ها تنها بدين منظور نويسند و سرايند که سال ديگر جايزه‌اي گيرند و ربايند و گرهي از کارفروبسته‌ي خود گشايند !
آورده‌اند که در محبسي خواستند از مجرمي اعتراف گيرند، او اعتراف نکرد. آبِ جوش برسر و ته‌اش ريختند، اعتراف نکرد. با گازانبر نيشگونش گرفتند، اعتراف نکرد. دهانش به شکر! انباشتند، اعتراف نکرد. از سقف آويزانش کردند، اعتراف نکرد. سقف را از او آويزان کردند، اعتراف نکرد.
گفتند يکي از کتاب‌هايي را که جايزه برده‌اند بدهيد بخواند. اين بار به گناهان نکرده‌ي خويش نيز اعتراف کرد.

اندر احوال داوران جوايز ادبي

دلم فريفته‌ي اين جوايز ادبي است
اگرچه داور بيچاره‌اش کمي عصبي است
اگر کتک نزنندش ميان کوه و گذر
نصيبِ ايل وتبارش دعاي زيرِ لبي است !
يکي نوشته حديثي به سبک و شيوه‌ي غرب
يکي سروده مديحي که نصفِ آن عربي است
جنابِ داور اگر ازجلو شود وارد
رهِ خروجي او حتمأ از در عقبي است
سؤال کرد ز داور يکي که سهم تو چيست؟
جواب داد که شير سماور حلبي است.
۹ / ۱۰ / ۸۳ تهران

پيشنهاد

درراستاي شعرحجم، موج نو، شعرناب،شعرگفتار، شعرحرکت، شعرديداري، شعرپسا نيمايي، شعرپسامدرن، شعرفرانو و شعرمتفاوت! اشعار ديگري پيشنهاد مي‌شود:

شعر پنداري
شعري است که شاعر خودش مي‌پندارد شعر گفته است.

شعر برکت
خدابدهد برکت. شعري است اين هوا! اندازه‌ي نوشابه‌ي خانواده که بايد دريخچال نگهداري شود.

شعر شنيداري
شعري است شبيه شعرچند صدايي. اين شعر، ابزاري لازم دارد. شاعروقتي پشتِ ميکرفن قرارگرفت بايد سوتي، بوقي، چيزي همراه داشته باشد ولا به لاي شعري که مي‌خواند، آن‌ها رابه صدا درآورد. اگراين ابزار فراهم نبود، شاعرمي‌تواند خودکفا باشد، يني يک دستش را لوله کند وگوشه‌ي لبش قراردهد ودرآن بدمد.

شعر" هو"
بر وزنِ شعر نو، شعري است که چون خوانده شود، حاضران شاعررا" هو" کنند.

شعرارتفاع
دراينگونه شعر، شاعر مي‌رود روي چهارپايه وشعرش را مي‌خواند.

شعر کفتار
شعري است که شاعر هنگام خواندن آن صداي کفتارازخودش درمي‌آورد.

شعرپساب نيمايي
شعري است که هنگام شنيدن آن بايد دماغ خود را بگيريد. با شعر بودار نزديکي فراوان دارد.

شعررفتاري
شعري است که شاعر درآن ازدرخت بالا مي‌رود وصداي تارزان درمي‌آورد.

سُس شعر
سُس مخصوصي است که روي بعضي شعرها مي‌زنند تا خوشمزه شود.

بقيه‌ي مکاتبِ شعري را خودتان بنيانگذاري کنيد.

1- واژه ، نشريه ای است مستقل وآزاد و به هيچ گروه ، حزب و جمعيتی وابسته نيست.

2- " واژه " از چاپِ مطالبِ درج شده در سايت های ديگر معذور است."

3 - واژه، در انتخاب و ويرايش مطالب آزاد است.

4 - نظر نويسندگان لزومأ نظر واژه نيست.