آريل دورفمن Ariel Dorfman ، شاعر شيليايي در سال ١٩٤٢ از
پدري اوکرايني و مادري از اهالي مولدا، درآرژانتين چشم به
جهان گشود. او يکي از اعضاي جنبش دمکراتيک سالوادر آلنده
بود که با کودتاي يازده سپتامبر١٩٧٣ و روي کار آمدن آگوستينو
پينوشه (پينوچت) ديکتاتور شيلي رنج بسيار برد. وي شاعر،
نويسنده، ترانه سرا و سازندهي فيلمهاي کارتوني بود و دراين
راه آثار بسياري از خويش باقي گذاشت که از ميان آنها ميتوان
به محاکمه افسانهاي و بي پايان آگوستينو پينوچت، لباسهاي
کهنه پادشاه، مرگ باکره، آخرين آواز مانوئل سندرو، بيوه،
باران سخت وخاطرات دشت اشاره داشت.
شعر زير که برگرفته از کتاب جمهوري وجدان، مجموعه شعري از
شاعران چهارگوشهي جهان، انتشارات سازمان عفو بين الملل
است، يکي از کارهاي ماندگار اوست که در دوران زمامداري ديکتاتور
شيلي ، آگوستينو پينوشه ( پينوچت ) سروده شده است.
واپسين وصيت
برگردان : محمود دهقاني
هنگامي که به تو گفتند ،
من زنداني نيستم ؛
باور مکن !
آنها روزي
آن را خواهند پذيرفت
هنگامي که به تو گفتند ،
مرا آزاد کرده اند ؛
باور مکن !
آنها روزي
خواهند پذيرفت که اين فريبي بيش نيست
هنگامي که به تو گفتند ،
من از حزب بريده ام ؛
باور مکن !
آنها روزي وفاداري مرا خواهند پذيرفت
هنگامي که به تو گفتند ،
من در فرانسه ام ؛
باور مکن !
باور مکن !
اگر شناسنامهي جعلي مرا
به تو نشان دادند ؛
باور مکن !
هنگامي که تصويري از جسدم را
به تو نشان دادند؛
باور مکن !
اگر گفتند ماه ، ماه است ؛
باور مکن !
اگر به تو گفتند ماه ، ماه است ؛
و اين صداي من است در آن بالا
و اين امضاي من است زير اعتراف نامه ؛
اگر گفتند درخت ، درخت است ؛
باور
مکن !
باور مکن !
هر چه را به تو گفتند ؛
به هرچه سوگند خوردند ؛
هر آنچه را نشانت دادند ؛
باور
مکن !
و در واپسين دم
آن گاه که
آمدند
و به تو گفتند
که جسدم را شناسايي کني ....
و تو مرا ديدي
و صدايي گفت :
ما او را کشتيم !
حرامزادهاي دون صفت مُرد !
او مُرده !
هنگامي که به تو گفتند ؛
که من ؛
کاملا ً ...
مطلقا ً ...
قطعا ً مُرده ام ؛
باور
مکن !
باور
مکن !
باور مکن !
|