|
پيام ها و نظريات شما
هى چه روزى و روزگارى كه دورىها غبارفراموشى
برديار دوستى مىپراگند و همانطورى كه
از خود فراموشيم از دوست هم.
چندين سالِ پيش را ورق ميزنم و داريوش
آشورى را درمجلهي ژوندون
كابل در سالِ ١٣٧٠ خورشيدى ميابم
با مقالتى كه در پس منظر آن سپهبد
قلم چهره نمايى ميكند،"
نگاهى بر دگرديسى زبان فارسى
درى" را كه آشورى نوشته
ميخوانم و اشك در چشمانم جارى مىشود
كه چه قدر غافليم.
بيدل گفته بود:
همه شب قدح زديم و نرفت رنج خمار ما
چه
قيامتى كه نميرسى ز كدام ما به كدام ما
اين روزها كه ديگر نه من در كابلم
و نه استاد درايران ومن درجغرافياى
يادهاى دورزندگى مىكنم، چه قدر ذوقزده
ام كه باز از دورها عطر باغستان دوست
به مشام ميرسد. باغستان مردى كه گلهايش
دانش است.
استاد ازجمله كسانيست كه در جغرافياي
زبان فارسى زيسته است، اما از جمله
نادر كسان و مجلهي وزين "واژه"
هم گوشهيي از كشورپهناور زبان فارسيست
كه جاى همزبانى و همدلى نويسندگان فارسى
زبان است، مگر سرزمينى كه در عين حال،
افقهاى باز و روشن دارد و دروازه اش
بروى دريافتهاى تازه باز است.
اين مجلهي "واژه"
است كه پل دوستى و ارتباط زبانى ايجاد
كرده.
اما، يك جهان ممنون از مقام والا،
خانم" پگاه" كه شاعريست
گرانقدر و انسانيست نبيل كه
مجلهي "واژه"
را خانهي پاسداران زبان فارسى ساخته
است. "واژه" نماديست از ژرف
نگرى و دقيق بينى و هم پيشآهنگيست نادر.
تنها به چالش شعر دقت كنيد و در آنجا
چندين ترجمه از يك شعر تدهيوز خواهيد
يافت.
من به دوستان افغانستانى
و تاجيك حضور"واژه
" را مژده ميدهم تا در اين ايوان
زيباى زبان فارسى با دوستان ايرانى
بنشينند و رايحه شان را از عطر گواراى
ادب پر سازند.
بهروز باشيد
بشير سخاورز شاعرو نويسنده
افغانستان در لندن
|