بنفشه
حجازي ( ايران) اسب سفيد
از من گريخته است
تمام راههاي ممكن به
تب
زيتون
تپهاي
به طرف پايان
از من گريخته است
خيابانهاي باريك
شامگاه شنبه
پلكاني تا پشت پردهاي كه
درشت چين مي خورد.
در اين همه راه كه
دويديم آمديم به آبهاي راكد
دفترم در دستام بود .
قبل از اين كه عضلاتام را
به چاپخانه ببري
نه تو ممكن بودي
نه امروز
و نه
نوازش
اين همه راه دويديم
با نتي كه
دست نخورده
در كيفم صفر شد.
|