علي طبـيب زاده

پرواز حقيقت

در زيبنده ترين نگاهِ پگاه
از لبريز ِقمقمه ها،
تا هلاکتِ اسبها،
زمين‌ات را درنورديديم

اکنون وقتِ آن است
که خورجين مان را به تقسيم وانهيم
و پلنگِ خشم را به زمين ِمدارا بسپاريم

وقت آن است
که محرابِ دعامندي را ،
به اقتضاي تکرارش وا گذاريم
و به پروازِ حقيقت بنشينيم

مردان ، اين درختان نيم خميده‌ي مغرور

براي دختران ايران

در تاقچه‌ي سُنت
گلدان‌هاي دخترکان،
زير سايه‌ي پرده هاي نيمه باز
به خواب فرو رفته‌اند
و نزديک ترين رؤيايشان
- در هزار و يکشب ِ گل سرخ
از زمين ِ خون مي رويد

زير ارغواني ي غم انگيز ِصبح هاي تحمل
لکه هاي سياه بلوغ
بر زمين مي چکند
و دستمالهاي دو رنگ،
زهرخندِ ماهيچه ها را
در عقده هاي سرخ و وحشي‌ي لذت
در خود مي مکند

صورتک هاي مذکر ِدست به دست گشته‌ي ساليان،
نيمه‌ي پنهان ِقانون را
تکيه زده‌اند
و جنس دوم
فقط
مشغول توليد مثل است

لذتِ تمام ِ ناتمام،
در حاکميت ِ قطره ها مي سوزد
و چشمان ِ شب
شاهد تشنگي ِ گلدان هاي کامبخش

غنچه هاي سر بسته
لب بر لبِ خيال نها ده‌اند
و اندوه ِآه هاي خواهش
در کمرکش ِ ترس و گناه ِ گنگِ گردنده
در گذرند

تنومندان ،
اين درختان نيم خميده‌ي مغرور
در آستانه‌ي گرگ و ميش برابري
و در خروسخوانِ تحّول،
نگاه بنفش و رگ کرده شان
بروي بلند ترين ديوار سنّت است
و از ريزشِ زرّين صبح
بر سر دريا هم
قطره‌اي را هضم کردن
نتوانند.

اِرواين- لُس آنجلس

1- واژه ، نشريه ای است مستقل وآزاد و به هيچ گروه ، حزب و جمعيتی وابسته نيست.

2- " واژه " از چاپِ مطالبِ درج شده در سايت های ديگر معذور است."

3 - واژه، در انتخاب و ويرايش مطالب آزاد است.

4 - نظر نويسندگان لزومأ نظر واژه نيست.