کاوه گوهرين

آقاي دولتشاهي و خرما



ماه رمضان بود. نمي‌شد توي کوچه چيز خورد، اما هوس خرما کرده بوديم. بيژن گفت: تو سر بقال رو گرم کن، من قوطي خرما رو ورمي‌دارم، کنار قبرستون همو مي‌بينيم... توپ پلاستيکي حواسم را پرت کرد. بقال نمازش را شکست و پا گذاشت دنبال ما. بيژن قوطي خرما به بغل، مثل برق ميرفت. نوک گالش من گرفت به سنگ فرش کوچه. زمين پهن خورد به پيشاني‌ام. گم شدم ميان پاهاي بلندي که کوچه را دايره وار بسته بود. ازلاي پاها ديدم که آقاي دولت شاهي مثل هميشه مست کرده و با چشمان سرخ و قي‌آلوده، روي خاک غلت مي‌زند. درجه استوار دومي‌اش آويزان از دگمه فلزي و کلاهش آن سوتر پيش پاي پسر صاحب خانه‌ي ما در ميدان پراپر.

هيچ کس جرئت نزديک شدن به آقاي دولت شاهي را نداشت... يک بارکه سواربرترکِ دوچرخه‌ي پدراز کوچه مي‌گذشتيم،آقاي دولت شاهي روبروي ما سبزشد، سلام کردم. پدردوچرخه را نگه داشت و مرا پرت کرد پايين و گفت: به بي‌نماز و عرق خور سلام نمي‌دن...
حالا آقاي دولت شاهي، با آن سبيل‌هاي شاه عباسي روي زمين افتاده است، مگر مي‌شود از کناراو گذشت. نکند بقال يقه‌ام را بگيرد؟
آقاي دولت شاهي، چشمان خسته و خاک آلودش را لحظه‌اي باز کرد و مرا ديد با چشمان ترس خورده‌اي که براي تماشا نيامده است. شايد به ياد آورد که اين پسر، روزي از ترک دوچرخه‌ي پدرش او را سلام گفته است؟

همان طور که روي خاک يله بود، با انگشتي که ناخن نداشت اشاره کرد: پسر تو بيا برو... از ميان درازي پاها خزيدم بيرون، کلاه ارتشي را ازپيش پاي پسر صاحب خانه‌مان برداشتم خاک‌اش را گرفتم و گذاشتم روي سينه‌ي آقاي دولت شاهي.
بعد پاهاي دراز و آقاي دولت شاهي و مسجد پراپر و چنار پراپر، حمام خرابه و خانه‌هاي گِلي دور شدند. قبرستان آمد و بيژن و قوطي خرما.
پاها ميان گالش مي‌‌سوخت و خرماها با شيريني تلخي پايين مي‌رفتند، سهم منيژه را هم کنار گذاشته بوديم.
- ميدوني چيه بيژن، من هر وقت آقاي دولت شاهي رو ببينم بهش سلام ميدم از آقامم نمي‌ترسم...
- ياد آقاي مبصري افتادم با موهاي فرفري و کراوات سرخ و سياه و شيريني‌هاي خانگي مادرم. بعد هندوانه‌اي که افتاد ميان آب حوض و چرخ زد. آقاي مبصري گرام تپازاش را باز کرد و داد زد: حمده خانم از کوري چشم فلک امشب قمر اينجاست...

آذرشهر/ 1340/ کوچه‌ي پراپر
1- واژه ، نشريه ای است مستقل وآزاد و به هيچ گروه ، حزب و جمعيتی وابسته نيست.
2- " واژه " از چاپِ مطالبِ درج شده در سايت های ديگر معذور است."
3 - واژه، درويرايش مطالب آزاد است.
4 - نظر نويسندگان لزومأ نظر واژه نيست.