| انسلمو دِ فيليپيس
Anselmo De Filippis با نام ايراني سياوش، شاعر و کارگردان
ايتاليايي در فروردين سال ۱۹۶۶ در رُم چشم به جهان گشود.
وي پس از گذراندن دورهي دبستان و دبيرستان، تحصيلات خود
را در رشتهي هنرهاي زيباي دانشگاه ونيز دنبال کرد و
پس از آن بگونهاي جدي وارد هنر کارگرداني فيلمهاي مستند
شد و به شاگردي سه تن از کارگردانان مورد علاقهاش عباس
کيا رستمي، جانّي آميلو Gianni Amelio ، اِرمانّو المي
Ermanno Olmi در آمد.
انسلمو در اين راه ۱۲ فيلم مستند ساخت و در ايتاليا جايزههاي
بسياري را از آن ِخود کرد و همچنين فيلمهاي او در سوئد
و آلمان اجازهي پخش يافت و با استقبال خوبي روبرو شد.
اما خود انسلمو بر اين باور است که آنچه روان شورمند او
را التيام ميدهد و آرام ميکند، شعر است. بنا براين او
احساس ميکند که شعرهنر اول اوست و در اين مورد ميگويد:
" فيلم ساختن هم براي من نوعي شعرگفتن است، منتها
شعري که به جاي واژگان از تصاوير استفاده ميکند و به
نقل قول از آلدا مريني Ada Merini بايد بگويم که شعر فقط
کلمه نيست ! "
شعرهاي انسلمو کوتاه و لطيف است و از شروعي بسيارساده
به نهايتي ژرف ميرسد. و شاعر فقط در چند کلمه ذهنيت فلسفياش
را با خواننده اش تقسيم ميکند.
شعرهاي زيراز مجموعه شعر انسلمو به نام " هنوز با
طعم قهوه در دهان ..." برگردان شده است .
انسلمو دِ فيليپيس
برگردان
: مرسده آذر رياحي
هنوز با طعم قهوه در دهان
۱
ريحان را مي چينم
به خدا فکر مي کنم
خوراک تقريبا ً آماده است ...
۲
درياي بزرگ دروني
دريايي که خشکش کردهاند ،
بدني دراز کش از نمک ميگويد
« بفرما ! من اينجا هستم ...
از باران پُرم کن ! » ۱
۳
آيا تا کنون در سوئد بودهايد ؟
بر سوئد سکوتي ترس آورمسلط است ...
سکوتي که
Olof Palme
و
Anna Lindh را کشت !
۴
اگر محورهاي افقي
و عمودي زمين را جابه جا کني
و بگذاري که زمان بگذرد ،
ميتواند پيش بيايد ،
آري ...
مي تواند اتفاق بيافتد ،
که در يکي از شبهاي آخر تابستان
براي سرزمينت گريه کني ... ۲
۵
روايت است که آسمان به دريا مي گويد
« اگر بخواهي ميتوانم خوشبختت کنم ... »
و دريا پاسخ مي دهد
« اگر بخواهي ميتوانيم شريک بشويم عشق من ! »
آنگاه فرزنداني زاده مي شوند
نسل انسان !
۶
انديشهاي سبک تر از يک صدا ،
از آسمان گذر ميکند ،
وبه سرزميني ديگر ميرسد.
دو نفر يگانه مي شوند .
اميدي هست ...
۱- ( اشاره به درياي آرال که توسط روسها
خشک شد و به جاي آن نمکزاري براي آزار انسان باقي ماند)
۲- ( براي دو دخترمهاجر ايراني که هنگام شنيدن موسيقي
ايراني ميگريستند.) |