| علي
رضا طبيب زاده
آیا نمی لرزاند شما را؟
گام بر می دارید
سهمگین و سنگین،
بر روی سبز ِ هویت ها
بی آنکه آه ِ توده ای بلرزاند شما را
گام بر می کشید
بر شالیزار های خونین مان،
بر تاول های جسد- آلود ِ خیابان ها مان
بی آنکه زبان ِ نگاه خشم را بدانید
گام فرو می کوبید،
تا آنجا که دیگراشباع شود تاریخ
از تصویر ِ بیگانگی تان
تا آنجا که
چهره از روزنه ی تنگ مرگ
فرو در کشید
شما که!
زبان گاهتان هنوز سرای شرم است!
و یاس در جوار خاکتان
بوی یأس می دهد!
آیا نمی لرزاند تان
گرد های ثامت صبوری مان؟
هلا ،
که خشم زمین
غم جنگل ها
و غرش دریا ها
گواه ِ فرصتی اندک است شما را
که با سایه های مرگ در آمیخته اید!!
|