علي شريعت کاشاني ( فرانسه )

مسيح مادر
نشان زن در زندگي وآثار احمد شاملو

پرداختِ پوران فرخزاد،
تهران- انتشارات ايران جام، ۱۳۸۳،۳۳۵ صفحه

۱- کتابِ « مسيح مادر...» اثر اخيربانوي پژوهنده و سختکوش، پوران فرخزاد است.
اين دفتربه گفتگو درپيرامون جايگاه زن درجغرافياي شعرشاملووچگونگي سيرتحولي تصويرزن دراشعارنخستين، مياني وبازپسين اين شاعرمي‌پردازد. کتاب به همسرشاعر« آيدا» پيشکش شده است، وعنوان« مسيح مادر» ازجمله تداعي کننده‌ي جايگاه عاطفي سترگي است که « آيدا»ي مسيحي مذهب درزندگاني شورمندِ شاملو دارا بوده است. نويسنده درپرداختِ کارخود، افزون برسروده‌هاي شاملو، ازبرخي گفتگوها ومصاحبه‌هايي نيزکه جاي جاي ازوي به چاپ رسيده سود جسته است.
"عشق" و" زندگي"، " عشق‌ورزي" و " سخن‌سرايي"، تجلي« آيدا» درآيينه‌ي ذهن وسخن شاعر، تظاهراتِ کهن نمونه‌ي زن آرماني درابعادعاطفي وشورانگيزشعراو، وآشکارشدن بُعد زنانه‌ي اسطوره‌ گون ودرون‌- رواني ( يا" آنيما") درگوشه‌هايي ازاين شعر، ازجمله موارد ومضامين برجسته‌يي هستند که بيش‌ترين بخش ازمحتواي اين دفتر را به خود اختصاص داده‌اند.
کتاب دربرگيرنده‌ي يک متن يکدست بوده وبدون فصل بندي وعنوان گذاري‌هاي درون- متني است، و درنتيجه فاقدِ فهرستِ مطالب است. چنين مي‌نمايد که نويسنده، با پيگيري مستمر تصوير زن درمراحل گوناگون شعروحياتِ شاعرانه‌ي شاملو، عنوان‌گذاري‌هاي مقطعي وايجادِ وقفه درتسلسل ويکپارچگي بحث وتوصيف را ضروري نديده است.
۲- با نگاهي براين کتاب درمي‌يابيم که نويسنده، به روي هم، به دوگونه تصوير وتصور مشخص ومتمايز اززن درشعر شاملو مي‌رسد: ۱. تصوير محسوس وملموس وکمابيش بلاواسطه، که نخستين باربه « مادرِ» شاعر وسپس به شخص « آيدا» و جايگاه پراهميت کارساز او درحياتِ شاعربرمي‌گردد. ۲. تصويرانتزاعي وآرماني که به موجب ِماهيت وکارکردِ فراتربرنده واوج دهنده‌ي خيال شاعرانه، از مرزهاي واقعيتِ مأنوس ومألوف درمي‌گذرد، وبه قلمرو گسترده دامن «زن» و« زنانگي» ( درمعناي مطلق وناب کلمه) مي‌پيوندد. درموارد بسياراين دوتصويرِ مرزمند وبي مرز(يا متشخص ومنتشره) گاه درهم مي‌تنند، وگاه درکنار يا دنبال يکديگررخ مي‌نمايند. اما خواننده تيزنگربا اندک تلاش ذهني مي‌تواند، ومي‌بايد، به متمايز بودن هريک از اين دوتصوير پي ببرد، وبه بردِ معنايي وزمينه‌ي مفهومي خاص آن واقف آيد. تصويرنخست دردل مباحثي نشسته است که درکل ازروال توصيفي برخوردارند. به اين معنا که نويسنده شرايط وقراين، يا اشعارفراواني را در راستاي نشان دادن حضوربرجسته‌ي « آيداي ايثارگر» درشعرشاملو وسهم چشمگيراو دررويکردِ شاعر به « زن» و« زنانگي» عرضه مي‌دارد، وازاين رهگذربه توصيفِ جايگاهِ درواقع محسوس وعيني اين دومورد درمنازل گوناگون شعر وزندگاني او مي‌پردازد.
تصويردوم اما، ازآنجا که بازتابي ازانگيزه‌ي فراترروي وپيوستگي به چهره‌ي مطلق ودرنتيجه بي‌نام ونشان« زن» و« زنانگي» عرضه مي‌دارد، بابرداشت‌ها، استنباط‌ها ورهيافت‌هاي نظري وگاه تحليلي همراه مي‌شود، ودرعين حال ازچهره‌ي هرچه بيش‌ترظريف‌تروبرازنده‌تر،شاعرانه‌تر، وبلندمرتبه ترِحضور« زن» درزيرزمين ناخودآگاهِ شعرِ شاعر پرده برمي‌دارد. هم دراين موردِ اخيراست که نويسنده، ناگزير، ازاسطوره‌ي « آنيما» و رستاخيز آن درعرصه‌ي خيال وسخن سرايي سخن مي‌گويد(ص ۲۱)، همچنان که ديگر مظاهرناب و ازلي عشق وعطوفت وآرامش، نظيرزن- فرشتگان خيال‌انگيز، زنان آرماني- نمادين بي نام ونشان( ص ۴۰) ، « حوا»ي مثالي،« رکسانا»ي دريايي، « خواهران تقدير»، « آناهيتا»ي بي‌بديل ايراني تبار، و« دريابانوي مهتابي»
( ص ۴۳ به بعد).
۳- پوران فرخزاد،درروندِ به دست دادن وتوصيف اين دوچهره از« زن» درشعرشاملو،به افت وخيزحياتِ فردي، اجتماعي وانديشه‌ورانه‌ي شخص شاملو دردراناي زمان نيز اشاراتي بجا وسنجيده دارد. درپرتو اين عطفِ توجه، اوصورخيال عاطفي سرشت و« زن» ستاي شاعررا بارخدادهاي زشت وزيباي جهان برون- ذهني او( بويژه ازدوره‌ي نوجواني به بعد) دريک پيوندِ سازمند ومعنابرانگيز قرارمي‌دهد. واين موردي است که بي‌ترديد لازمه‌ي يک پژوهش علمي ومنطقي، وگريزان از استنباط ها وبرداشت‌هاي صرفأ ذهني وتجريدي وبي پشتوانه مي‌باشد.
۴- وسرانجام يکي ديگرازويژگي‌هاي کارنويسنده بازخواني وبازتفسيروتعبيرگري شماري ازسروده‌هاي شاعراست که به بهانه‌هاي خاص عرضه شده‌‌اند، واين الزامأ يا به گونه‌‌ي مستقيم ربطي به تصوروتجربه‌ي شاعراز« زن» و« زنانگي» بدان گونه که مدِ نظرنويسنده است ندارند.
از آن جمله‌اند شعرهايي که مثلآ به بهانه‌ي «عشق» و« دوست داشتن» درمعناي عام وکلي کلمه سروده شده‌اند، ويا اساسأ به انسان وانسانيت‌ستايي ويا به اوضاع واحوال صرفأسياسي- اجتماعي، انديشه‌وري‌هاي فلسفي‌وار، وغيره برمي‌گرند.(بنگريد به صفحه‌هاي ۲۸، ۳۱، ۷۹، ۱۳۲، ۱۵۱، ۱۷۵، ۱۹۸، ۲۱۷، و...). شک نيست که رويکردِ نويسنده به اين دسته ازسروده‌هاي شاملوبه منظورجستار« نشان زن» درشعرشاعرتابيش‌ترين حدِ ممکن، ودربيش‌ترين سروده‌هاي او، بوده است. وحضوراين موردِ بحث‌انگيزدرکارنويسنده، البته صرفِ نظرازمسائلي که درزمينه‌ي رهيافتِ روش شناسانه واستنتاج منطقي مي‌تواند برانگيزد، همچنان ازبردباري وسختکوشي درخورتحسين وي حکايت دارد.

* * *
پوران فرخزاد، درپي انتشار کتابِ «مسيح مادر...»، مژده‌ي پرداخت ونشر کارمشابهي را درموردِ شعرسهراب سپهري به ما داده است، وما توفيق اين بزرگ‌ بانوي پرکار را درتحققق هرچه زودتر اين مهم آرزومنديم.

فرانسه شهريور۸۳
Shariat.kashani@wanadoo.fr

1- واژه ، نشريه ای است مستقل وآزاد و به هيچ گروه ، حزب و جمعيتی وابسته نيست.
2- " واژه " از چاپِ مطالبِ درج شده در سايت های ديگر معذور است."
3 - واژه، درويرايش مطالب آزاد است.
4 - نظر نويسندگان لزومأ نظر واژه نيست.