کارتِ
صلاحيت
سابق براين ازبانوان محترمه براي بعضي مشاغل شريفه بايد کارتِ بهداشتي ميگرفتند.
حالا حکايت ناشران است که براي نشر کتاب، بايدکارتِ صلاحيت داشته باشند.
البته در مثل مناقشه نيست .
باز جاي شکرش باقي است که براي سرودن شعر ونوشتن داستان کارتِ صلاحيت نميخواهند.
يک کتاب دريک مقاله
قديميها يکي از مجلات، صفحهاي داشت به نام" يک کتاب دريک مقاله".
چنانکه از عنوانش پيداست، نويسنده اين صفحات هرهفته کتاب مفصلي را ميخواند
وخلاصهاش را دريک مقاله چاپ ميکرد.
حالا درست برعکس شده است. بعضي از نويسندگان مقالهي کوچکي را تبديل به کتاب
قطوري مي کنند. از نويسندهاي علتِ اين کاررا پرسيديم، گفت: بعضي ازناشران،
کتاب را مثل گوسفند معامله ميکنند. يعني اول به دنبهاش دست ميزنند.
شعر وشاعري
دوبيتي از غزلي ميخوانيم که درروزنامهسلام ۷۵ / ۷ /۲۴چاپ شده است:
باز هم درکوچههاي چلچله
ميشوم خيس صداي چلچله
ناگهان درآسماني ناگهان
ميپرم تا ناکجاي چلچله...
مصرع الحاقي: رفته شاعر تاکجاي چلچله...
اخبار کتاب
*« نارضايي خلاق » نام کتابي است که ترجمهي آن به پايان رسيده و دردستِ
حروفپيني است.
* « هيچکس کامل نيست» نام کتابي است که پس از ليتو گرافي به دست چاپ سپرده
خواهد شد.
* جلدِ دوم « تاريخ ادبياتِ ايران» تأليف ادوارد براون پس از اتمام ترجمه
روانهي ليتوگرافي خواهد شد.
* تقي مرتضوي شاعر معاصر به شمال مسافرت کرده تا مجموعه شعر « جنگل بي درخت»
را بسرايد.
* شکرچيان قرار است پس ازنوشتن خاطراتش آنها را به دستِ چاپ بسپارد . اين
کتاب در مرحلهي تصميم است.
* انتشاراتِ « فتيله دانش» قصد دارد رمان تازهاي را که گابريل گارسيا مارکز
قراراست درآينده بنويسد، پس ازترجمه به چاپ برساند.
پاسخ به يک نامه
يکي ازخوانندگان اعتراض کرده است: حيف ازشما نيست صفحهتان را باکلماتي
نظير " ادرار" و " ريستن" بيالاييد؟ ما ازشما تصور ديگري
داشتيم.
درپاسخ به اين خوانندهي گرامي عرض ميشود که ماهم خواستيم طبق مدِ روز عمل
کنيم ، وراستش اين جعفرآقاي ماست که ما را به اين کار تشويق کرد.
جعفرآقا ميگفت همانطور که پيش بچهها کتابِ بدون عکس صنار نميارزد، پيش
ماهم مجلهاي که فحش نداشته باشد ده شاهي ارزش ندارد.
هر مجله وروزنامهاي راکه باز ميکني ميبيني پراست از فحش وبد وبيراه. ونويسندگان
محترم چيزهايي را به مخاطب حواله ميدهند که ما راکاملأ از خماري درميآورد.
ما هم ديديم اگر مطلبِ بودار ديگري بنويسيم وابسته به استکبار جهاني ميشويم،
گفتيم مطلبمان را طوري بنويسيم که هم دردسر نداشته باشد، هم بودار باشد.
|