1- واژه ، نشريه ای است مستقل وآزاد و به
هيچ گروه ، حزب و جمعيتی وابسته نيست.
2- مطالب رسيده به واژه ، پس فرستاده نخواهند شد.
3 - واژه، درويرايش مطالب آزاد است.
4 - نظر نويسندگان لزومأ نظر واژه نيست.
گفتگوی
اين شماره ی "واژه" با کاوه گوهرين، نويسنده، شاعر،
وپژوهشگر مقيم ايران است که درماهِ می، به دعوتِ " نشر واژه"
در آمستردام و نيز راديوی " آوای آشنا" در برلين،
ميهمان ايرانيان مقيم اين دوشهربود. فرصتی پيش آمد تا با ايشان به گفتگو بنشينيم.
واژه : آقای گوهرين ، ازچگونگی سفرتان به آمستردام
و برلين و همچنين حاصل آن برايمان بگوييد
گوهرين : دوست انديشمند و فرزانه ی من آقای دکترافشين افکاری که موألفِ دو
فرهنگِ بزرگِ فارسی - هلندی و هلندی – فارسی است و مديريتِ " نشرواژه"
را درآمستردام به عهده دارد دراجرای پروژه ی مشترکی که حاصل آن يک فرهنگِ
بزرگِ کنايات واستعارات وترکيباتِ فارسی با برابرنهاده ی هلندی آن خواهد
بود ونيزانجام يک سخنرانی پيرامون ادبياتِ ايران ميزبان من دراين سفريک ماهه
بودند.همين جابگويم که ازاول ژوئن 2000 تا ژوئن 2001 به دعوتِ پارلمان جهانی
نويسندگان ودراجرای پروژه ی شهرهای امن برای نويسندگان ، ميهمان شهرداری
وبنيادِهنرآمستردام بودم ودرطول اين يکسال، هم کارهای ادبی خودرا انجام می
دادم هم جلساتی برای دوستان ايرانی وهلندی داشتم.
دوکتابِ شعرمن يعنی " درسرزمين وينست" و "هايکوهای ايرانی"
، حاصل اين ايام اند. و سفرِيک ماهه ی اخيرپس از گذشتِ دوسال ازاين ايام
، سفری بود که خاطراتِ تلخ وشيرين يک دوره ی يک ساله را برايم تجديد کرد.
واژه : سفر برلين چگونه بود؟
گوهرين : دوستان وهمکاران من در" راديوی آوای آشنا" که راديوی
سراسری ايرانيان در اروپاست، به مناسبتِ سالگردِ زنده ياد سهرابِ سپهری،
شاعر ونقاش بزرگ، يادمانی را تدارک ديده بودند. اين مراسم دربرلين برگزارشدو
منهم به عنوان سخنران دعوت شدم و جلسه ی بسيارخوبی هم بود. دوستان فرزانه
ی حاضردرجلسه با پرسش های خود درپايان جلسه به غنای آن افزودند. بخش پرسش
وپاسخ برای من از اصل جلسه پربارتر بود. دوست شاعر سياوش ميرزاده ، جلسه
را به خوبی اداره کرد. البته دوستان ديگری هم قصد برگزاری جلسات سخنرانی
درشهرهای کلن وفرانکفورت وهامبورگ را داشتند که متأسفانه به دليل مجال اندک
وکوتاهی مدتِ اقامتِ من ميسرنشد وداغ ديدار اين عزيزان به دل من ماند که
اميدوارم در آينده ای نه چندان دور اين ديدار ميسر شود.
واژه : شما که يکسال درهلند زندگی کرده ايدحتمأ با ادبيات
درتبعيد وآثار مکتوبِ شاعران ونويسندگان خارج ازکشور آشنايی داريد. ازآنجا
که می دانيم ادبياتِ داخل کشورهم از اشتغالاتِ فکری وکاری شما بوده است ،
می شود درباره ی اين دونوع ادبيات صحبت کنيد؟
گوهرين : من در مقدمه ی نقدی برکتابِ " پرنده ديگر، نه" از مهرانگيز
رساپور (م . پگاه) ، که از شاعران بسيار خوب ايرا ن درتبعيد است، نکاتی را
در اين باره نوشته ام که مکرر نمی کنم اما همينقدر بگويم که ادبيات درتبعيد
درطی چند سال گذشته آثارارزشمندی اعم ازشعر وداستان و پژوهش را به اهل ادب
ارزانی داشته است که بايد آنها را قدرو ارج نهاد .
به نظرمن ادبيات درتبعيد، بی آنکه ازادبيات داخل کشور گسسته باشد راهِ خودرا
می رود و قاطعانه می گويم بعضی آثاردرتبعيد،حتا يک سروگردن ازادبيات داخل
بالاتر است واگرروزی برسد که امکان چاپ اين آثار درداخل فراهم آيد بسياری
که اين آثاررا نديده اند حيرت زده خواهند شد.
واژه : ازکارهای تازه ی خودتان بگوييد
گوهرين: سال هاست که برروی يک رمان باعنوان " تنها برروی زمين"
دارم کار می کنم که هنوز تمام نشده است، اين رمان چندين باربازنويسی شده
است اما هنوز کاملأ راضی نيستم . دفتردوم هايکو هايم نيز با نام " خدای
نامک" دردست انتشاراست درضمن برروی يک منظومه هم کار می کنم که هنوزنامی
برآن ننهاده ام، شما فعلأ آن رابا عنوان " منظومه ی کانون نويسندگان"
بشناسيد ، چرا که مضمون آن بيشتر درباره ی کانون وکانونيان است ، اين شعربلند
زبانی شبيه به " درسرزمين وينست" دارد و گو اينکه تمامی ماجراها
درخواب می گذرند، اما اتفاقات واشخاص همگی واقعی اند.
واژه : حالا که ازکانون گفتيد ماجرای استعفای شما از
کانون به کجا انجاميد؟
گوهرين: من درمتن استعفايم نوشته ام مادام که هيئتِ دبيران فعلی رسمأ اعلام
نکنند که ازفکرثبتِ کانون درنزدِ مراجع دولتی صرفِ نظرکرده اند، من استعفايم
را پس نخواهم گرفت. دوستان بسياری برمن خرده می گيرند که چرا استعفا دادم.
ولی من همچنان به درستی کارخوداعتقاد دارم. به راستی عضويت دريک کانون دولتی
چه شأنی دارد؟ من بارها گفته ام که اگر دوستان درهيئتِ دبيران قصدِ ثبتِ
کانون درنزدِ سازمان ثبتِ شرکت هارا دارند، چيزی که درهمه ی دنيا معمول است
من باآن مخالفتی ندارم ، اماکانونی که دوتن ازاعضايش درراهِ آرمان های آن
کشته شده اند، بعضی اعضايش چون زرافشان و جباری درزندان اند وعده ای هم هرروزو
هرهفته احضار می شوند ، چرا بايد ذلتِ مراجعه به وزارتِ ارشاد و وزارتِ کشور
و امثالهم را بپذيرد؟
نمی دانم شايد من اشتباه می کنم ، آرزومی کنم که دوستان هيئتِ دبيران اگربراين
باوراند که موضع شان به حق است وبه نفع کانون، برای استعفای همچو منی نگران
نشوند وکارخودرا دنبال کنند، آينده همه چيز را روشن خواهد کرد.
واژه : آنچه را که خودتان می خواهيد بگوييد.
گوهرين : آرزو می کنم که ارتباطِ فرهنگی داخل واهل قلم درتبعيد بيش ازاين
ها نزديک شود. فکرمی کنم که آثارچاپ شده درداخل کشور را درخارج می توان يافت
اما آثارچاپ شده درخارج ازکشور، به جزدربعضی موارد، برای اهل کتاب داخل آشنا
نيست واين غبن فاحشی است که بايد مرتفع گردد. من به سهم خود خواهم کوشيد
تا ادبيات درتبعيد را درداخل بيشترمعرفی کنم. واژه : آقای گوهرين از اين که دراين مجال تنگ با ما
به گفتگو نشستيد سپاسگزاريم.