علی شریعت کاشانی / فرانسه
پوران فرخزاد یک چهره ادبی ـ فرهنگی پایدار و خستگی ناپذیر
پوران فرخزاد یک چهره درخشان متعهد درعرصه ادبی و فرهنگی روزگار ماست. او سالهاست که خلاقیت و کارایی خود را در زمینه شعر و نقد ادبی، ادبیات «زنانه»، و حتا کند و کاو تاریخی بهاثبات رسانیده است. افزون براین، او با آثاری که در پیرامون خواهر نامآورش، فروغ، عرضه داشته است، و نیز با پیشگام بودناش درپرداخت کارهای مشابهی توسط دیگران، با صداقت و پاکدلی تمام به پاسداری آن «فروغ جاودانه» درمعبد شعر و ادب فراوان یاری داده است.
عشق سرشار پوران نسبت به ایران، هویت ایرانی، و فرهنگ ایرانی کارنامه بس درخشانی را از وی برجای گذاشته است، کارنامهیی که هنوز، و درسایه کارهای تازهتر، همچنان به باروری آن افزوده میشود. این درحالی است که بسیاری از «اهل قلم» امروز ما به بهانههای گوناگون، ازجمله به بهانه جهاناندیشی وملیت گریزی، از روحیه و هویت ملی–ادبی فراوان فاصله گرفتهاند، و درنتیجه به ساخت و پرداخت کارهایی (بویژه در زمینه شعر و داستانگزاری) دل خوش داشتهاند که با ذهنیت بومی- فرهنگی و قلمرو دریافتی و انفعالی خاص خواننده فارسی زبان سخت بیگانه است. همچنین دراغلب کارهای کسانی نیز که مدعی واقعیتاندیشی ویا آفرینش کارهای باصطلاح «مدرن» و«پسامدرن» هستند، اغلب جزبا منمحوری و مناندیشی و حتا منستایی روبرو نمیشویم!
ابعاد کارنامه ادبی و فرهنگی پوران فرخزاد را دستکم درسه زمینه میتوان آشکارا دید و سنجید:
1- در زمینه فعالیت زنان دانشور ایرانی و ادبیات و فرهنگی که این « نیمه دوم» جامعه پدید آورده است. نیمههای ناتمام، زن از کتیبه تا تاریخ، کارنمای زنان کارای ایران از دیروز تا امروز و اوهام سرخ شقایق، چهار کار سترگ ازمیان کارهای چندگانه پوران فرخزاد دراین زمینه است.
2- در زمینه روشنگری گوشههایی از تاریخ بیدروغ ایران زمین. اثر پرمحتوایی که او با عنوان الکساندرمقدونی و اسکندرمغانی پرداخته است نمونه برجسته این مورد است.
دراین کتاب ارزشمند، نویسنده برپایه گزارشها و اطلاعات درخوراعتنایی که تاریخنگاران ایرانی به ما سپردهاند نشان میدهد که چگونه شخصیت جنگآور و جنگجوی الکساندر مقدونی (پسر فیلیپ)، و جاذبه افسانهخیز این شخصیت، بسیاری از خامهفرسایان و حتا شاعران دوران گذشته را بهبیراههروی و نادرستبینی کشانیده است. انحراف و خطایی که باعث شده است تا حماسه گریها و حادثه آفرینیهایی که خاص «اسکندر مغانی» ایرانیتبار (کورش کبیر یا داریوش بزرگ) بوده است به آن سلطهجوی آزمند و ویرانگر نسبت داده شود.
3- در زمینه کند و کاو ادبی ـ شاعرانه. از آنجمله، از دو اثری میتوان یاد کرد که او طی دوـسه سال اخیربه ترتیب درباره سهراب سپهری و احمد شاملو پرداخته است، با عناوین زن شبانه موعود و مسیح مادر.
کارنامه پوران فرخزاد، به رویهم، آیینه تمامنمای بانوی پرکار و پدیدآورندهیی است که از دیرباز، آنهم درشرایطی بس دشوار و دشمنکیش، خویشتن را سراپا بهدست تلاش و فعالیت قلمی و اندیشهورانه مستمر سپرده، و با صداقت تام و تمام در نشر فرهنگ و ادب ایرانزمین همت نهاده است. پایداری درخورتحسین اینچنین بانویی را آن چنانکه میباید ارج مینهیم، و به پاس این پایداری قطعه زیر را به وی پیشکش میداریم (این قطعه برگرفته از دفتری از ما است که اخیرا، با عنوان نگاه و آینه، در پاریس بهچاپ رسیده است):
براوج فخر نشسته
برای پوران فرخزاد
در قحطْ سالِ عشق و نور
اندوه و یأس
وقیحانه قد میكشند
و فصل ِسرد
مغرور و یكه تاز
نویدِ سبزِ بهارستان را
به سْخره میگیرد .
و تو
بر اوج فخر نشسته
مقاومتر از آنی
كه اندوه
ــ جوجه ناكام و ناتوان ــ
به زیرت آرد
و یأس
مغبون و سر بهزیر
در دلات
ـ دریای شور و شوق ـ
لانه گزیند .
هم درین زمان
نگاهت را به آینه میبخشی
به بیرنگی سرشارش
به لبریزی لبخندش
و زوالْ
ـ فرزند یأس ـ را
كه شادمانه به انتظار نشسته ست
به وعده پوچ میفریبی.
پیشانیات
به غرور
مهراب فخرجویان باد!
و به آینه بازمیآیی
هرآن
رقصان
به شاهقلعهی پایدار خویشتن، آری!
و سرفراز
همچنان
سربرمیآوری
از بزم عشق و نور.
shariat.kashani@neuf.fr










